THE END      THE END      THE END      

         ...THE END...

                                  THE END      THE END      THE END      

    جمعه ۲۷/۸/۸۴ 

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و هفتم آبان 1384 و ساعت 23:42 |

salam be saraye khodam..salam be kesi ke mano ba vagheyate zendegi ashba kard..salam  be hamooni ke kheyli doostesh dashtamo daram va oonam kheyli doostam dasht..ama dige be fekre faramoosh kardane mane...sara khanoom enghadr in weblogo up nemikonam ta  to in matlabo bekhooni..sara kheyli delam  barat tang shode ama mesle inke  be nafe to nist dige na bebinamet na bahat harf bezanam ..na vasam tel mizani na off mizari na maile mizari..behtare kamelan mano faramoosh koni hamoon tori ke manam kam kam daram be in natije miresam ke hamoontoori ke  gofte boodam najoor az dasta dadamet moshkeli nist ....man khodam fahmidam ke eshgh chizi nist joz yek doroghe bozorg ke ensanha be ham dige migan ..bikhial..sara baraye hamishe ino migam ..man hamishe dooset dashtam va daram va khaham dasht ..ama dige behet fekr nemikham bokonam..shayad to ba khoondane in matlab khoshhal shi choon to hamino az man mikhasti....inam az in...khoda hafez saraye man..sara ham az datam raft mesle  kheyli sarahaye dige...

...سارا هیچوقت از یادم نمیری...

تک و تنها تو خیابون... به زیره نم نم بارون ...من به یاد تو می افتم...حرفایی که با تو گفتم

گفتم عشقه من یه کوهه...تو ببین چه با شکوهه...عشقه تو مثله سرابه...عمر کوتاهه حبابه

عشقه من شعرو شرابه...عشق تو نقشه بر آبه...عشقه تو یک گل زرده ...دستایی که سرده سرده

عشقه من مثل جنونه ..آبی مثله آسمونه...عشقه یک ماهی به دریاست...

...عشقه من ببین چه زیباست...

عشقه تو عکسهای پاره ...نامه های نیمه کاره...حرفایی که نا تمومه...میدونم که بی دوومه...

عشقه من سادست وآسون... پاک  و تازه مثله بارون...

...عشقه من جنسه بهاره توی قلبم موندگاره...

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و هفتم آبان 1384 و ساعت 23:31 |

 ای کاش تو لحظه ای که گذشت یه بار دیگه ببینمت ....سارا جونم دیگه تنها راه با تو صحبت  کردن واسه من همینه که تو این خراب شده بشینمو وبلاگمو آپ کنم....سارا جون میدونم که واسه تو هم سخته ولی باور کن دیگه من بریدم...سارا جونم خیلی خرابم...خیلی...

دیشب تا خوده صبح گریه می کردم تا بلکه عشقت از دلم بیرون رود....شاید ناگهان لطفی شودو یاد من از ذهن ها بیرون رود... شاید از باغ درختان سنوبر باز هم صدای عشق بیرون رود ...شاید غم این دله خسته  اندکی کم تر شود...شاید روزی رسد که باز هم با تو و در کنار تو ساعتی را سر کنم...شاید بعد از مرگم زندگیم را با تو آغاز کنم...

ببخشید خیلی فی البداهه بود...

 

+ نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384 و ساعت 10:34 |

sara_mehdi:ghese az koja shoro shod * az chato maile shabone * az pm dadan to roomo * ye salame asheghone ** on shodam be mehraboni * ke begam ba to michatam * ta begam bemoni on line * az ferend liste ghashangam ** baz off haye asheghoneh * email haye bi neshoneh * in yahoo kashki * haminjori bemoneh ** baz off haye asheghoneh * email haye bi neshoneh * in yahoo kashki * haminjori bemoneh ** eshghe to baraye ghalbam * avalino akharine * toei tanha hamzabonam * ke hamishe nazanine * age on line * age off line * to bemoni * ya namoni ** to vasam hanoz hamoni * ke baram aziz tarini * to vasam hanoz hamoni * ke baram aziztarini

آهای کسایی که عاشقید بدونید عشقتون هر چقدر هم که عمیق باشه بازم به دردتون نمی خوری....

با کلیک بر روی این قسمت در گروه من در کلوب ایران عضو شوید ...ممنونم

+ نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384 و ساعت 9:28 |

رفتی و خاطره های تونشسته تو خیالم

بی تو من اسیر دست آرزوهای محالم

یاد من نبودی اما من به یاد تو شکستم

غیر تو که دوری از من دل به هیچ کسی نبستم

هم ترانه یاد من باش بی بهانه یاد من باش

وقت بیداریه مهتاب عاشقانه یاد من باش

***************

اگه باشی با نگاهت ...میشه از حادثه رد شد

میشه تو آتیشه عشقت ...گر گرفتنو بلد شد

اگه دوری اگه نیستی نفس فریاد من باش

تا ابد تا ته دنیا ....تا همیشه یاد من باش

******************

******************************************

**************************************************

***********************************************************

سرگرمیه تو شده بازی با این دل غمگین و خستم

یادت نمیاد ...اون همه قول و قرارهایی که با تو بستم

با این همه ظلم ...تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرارمن نشستم

نشکن دلمو ...به خدا آهم می گیره دامنتوعاقبت یه روز

نگو بی خبری...نگو نمیدونی دلم پراز یه نفرین سینه سوز

نگو بی خبری...نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کاره این دل عاشق شب و روز

دیوونه نکن... دلموآهم میگیره دامنتوعاقبت یه روز

نگو بی خبری...

تقدیم به تو که این وبلاگ به نامت است...

...به امید دیدار...

 

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384 و ساعت 21:46 |

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384 و ساعت 21:43 |

.اگر که شما فروشنده ماشين باشي و در آن واحد خواننده
.اگر که پشت سر خانومت با مادرت غيبت کني
.اگر که به کنسرت بري ولي هيچوقت خواننده را نبيني و همرا ه با نوشيدني توي کريدور بايستي و دختر ها رو ديد بزني
.اگر که هيچوقت حلقه عروسيت رو به دست نداشته باشي
اگر روزي 5 بسته سيگار بکشي اما به همه بگي که سيگار نمي کشي
.اگر که نوشيدني مورد علاقه تو ودکا باشه
.اگر که حدود 35 سال سن داشته باشي اما روي سرت مو نباشه
اگر که هميشه برنامه تلويزيون هاي ايراني رو تماشا بکني اما هميشه از برنامه بد اونها گله داشته باشي
اگر که از کسي تقاضاي ازدواج کني و اونها بخوان بدونن که تو از خودت خونه داري
اگر همسرت رو طلاق دادي اما همچنان اجازه نمي دي که اون با کسي ديگه قرار بذاره
اکر که در ايران مخ پزشکي هستي اما در اينجا در چلو کبابي کار
مي کني
اگر که 3 تا پيجر و 2 تا مبايل حمل مي کني ولي هيچ وقت کسي بهت زنگ نمي زنه
اگر که ادعا مي کني که پدرت بهترين دوست شاه بوده
اگر که خونه نداري و هنوز بي کاري اما بي .ام. و مي روني
اگر که مجبوري بيشتر از يکبار در روز اصلاح کني
اگر که در ايران يک قهرمان 4 ستاره بودي اما حالا در واشينگتون دي سي راننده تاکسي هستي
: اگر که ازت سوال کنن
where are you from
و تو جواب بدي که ايتاليايي اما همچنان توي دستت تسبيح داشته باشي
اگر که اسپاگتي با ماست داشته باشي اما با قاشق به جون ته ديگ بيفتي
اگر که توي توالت آفتابه داشته باشي و اگر نه يه بطري پلاستيکي کارش و به خوبي انجام مي ده
اگر که دوستاتو براي شام دعوت کني و پيتزا سفارش بدي ولي هنوز يه مقدار برنج اضافي دم کني
اگر که باور کني که هيچکس بهتر از ما نمي تونه کباب درست کنه
+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384 و ساعت 21:27 |
 

بزرگترين ضعف يك زن چيست…

كدومتون ميدونه كه چيه؟؟ چه عامليه كه باعث ميشه در تمام مراحل زندگي زنان، تاثير نامطلوبي به واسطه اون گذاشته بشه؟؟ متاسفانه تنها در كشورهاي سنتي گرا اين عامل شديداً قدرت داره ..اين عامل چيزي نيست جز يك تفكر ساده ولي مسموم! تفكري كه مثل يك پيچك دور زن رو ميگيره و به آرامي وي رو خفه ميكنه. اينكه يك زن نمي تواند بتنهايي موفق شود و احتياج به يك تكيه گاه دارد!! يك تفكر باطل و كاملاً غلط… شما به هرچي دختر ايرانيه نگاه كنين. مغز همشون رو چند تا كلمه داره ويران ميكنه..شوهر، عشق ، كسي كه تا ابد كنارت بمونه!!(albateh khoda ro shokr dokhtarhaye nasle jadid dige injuri nistan va ahdafe balatari ro donbal mikonan) تمام زنهاي ايراني زندگيشون رو دارن تو اين خط خلاصه ميكنن.متاسفانه پايداري هم ندارن! يعني تا يكم تصميم ميگيرن عوض بشن زِبيخ گند ميزنن تو اوضاع! ايندفعه از اونور بام مي افتن پايين و اصلاً اين مطالب رو پوچ ميبينن و تمامش رو از ذهنشون پاك ميكنن! ايندفعه ميشن يه موجود نچسب كه مغزش يخ بسته ! متاسفانه اين تفكر باعث شده كه زنان ايراني هرچقدر هم كه پيشرفت ميكنند باز هم مي خواهند كه كسي آنها را خوشبخت كند! آنها همش تو فكر اين هستند كه يك نفر بيابد و بار اين زندگي را برايشان بدوش بكشد! خانمها خودتون مقصريد..شما فكر ميكنين سنگيني جهان برايتان زياد است! شما تكيه گاه ميخواهيد ولي حاضر نيستيد كه ستون باشيد. متاسفانه بايد بگم راندمان عمليتون
افتضاحه! اكثراً زنان ايراني خودشون رو يه نهال ميبينن كه داره يه طوفان رو تحمل ميكنه ، منتظر يه داربسته كه بياد تا بتونه بهش تكيه بده!! ..بعضي هاتون هم يكم احساس ميكنين كه مثل اينكه قضيه مشكل داره ولي نمي دونين جريان چيه! درنتيجه شوت ميكنين زير داربست و ميگين داربست ميخوام چيكار؟ ..خودم مثل شير وايميستم جلوش…آقا باده هم ايكي ثانيه مياد زرتي نهال و ريشه و هرچي هست و نيست رو عينهو ماست ميكنه مي اندازه دور!!..خانمهاي عزيز..لطف كنيد اين طرزفكر دراماتيك مامان بزرگاتون رو بريزين دور و محض رضاي خدا يه ذره محكم باشين.در كتاب پيامبر و ديوانه ، اثر جبران خليل جبران چند عبارت وجود داره كه خوندش رو بهمتون توصيه ميكنم.شما بايد اين تفكر رو جايگزين كنين.فقط دو بند از اين عبارتهاش رو براتون ميگم..
1-زن و شوهر همچون ستون هاي يك معبد هستند كه سقف را نگه ميدارند ولي وزني به دوش هم نمي اندازند
2-از نان خود به هم بدهيد اما هركدام براي خود ناني داشته باشيد..
بقيه اش رو بريد بخونين و توروخدا يكم روش فكر كنيد.شما فقط منتظرين كه يه نفر بياد و سنگيني شما رو تحمل كنه ولي اصلاً فكر نميكنين اون در قبال اينكار از شما امتياز مي خواد. اين افكار خاله هاتون رو هم بريزين دور كه اگه عاشقه بايد اينكارو انجام بده ! تو رو خدا بس كنين ديگه .يكم محكم باشين . مطمئن باشين اگه اينجوري بود به شما وانت مي دادند نه شوهر!! شما بايد بپذيرين كه دوران اشتراك تموم شده! وقتي كه مردي خرج زنش رو ميده در واقع داره ازش آزادي خريد ميكنه! اون مثلاُ قراره از شما محافظت كنه ولي در واقع شما رو صاحب

ميشه! تو كلتون بكنين كه اولين شرط آزادي اينه كه دستتون تو جيب خودتون باشه.چرا روي مرد حساب ميشه؟چون اون داره صورت حساب رو مي پردازه!قدرت پول داره بحساب قدرت اون نوشته ميشه! اصلاً روتون ميشه واسه پول تو جيبي و خرج خونه هي پيشش دست دراز كنين؟بعد هم دو هزارتا جواب پس بدين كه با پول قبلي چيكار كردين!! در سراسر دنيا زنها دارن كار ميكنن.از تو رستوران گرفته تا توي راكتورهاي اتمي، فقط توي اين كشورهاي سنتي گراي بي در و پيكرو بي صاحب ميبيني كه زنها چتربازي هم زندگي ميكنن! در نتيجه آزادي نميتونن داشته باشن.اونهايي هم كه شاغل هستند باز در جهت اتينا شاغل هستند !! خانومها چرا همش معاني رو غلط تفسير ميكنين؟ جمله مالِ من و مالِ تو نداره ديگه مرد! بابا مرد بخدا! الان زندگي تو هزاره جديد حساب كتاب داره…بگيرين چي ميگم.از نان خود بيكديگر بدهيد ولي هركدام نان جداگانه داشته باشيد. اين اولين شرطه آزاديه : روي پاي خود بودن. شما دنياي نوين مي خواين ولي نمي خواين خودتون رو باهاش وفق بدين؟ مگه ميشه همچين چيزي؟ اولين شرط زندگي در دنياي امروز اينه:خودت مسؤل ساخت زندگيت هستي. حالا بيام دوباره نظر خواهي رو باز كنم ببينم يه مشت شاعر نوشتن :آه ..اي دل..دوران عشق سپري شد! عاشقي مرد…عزيز من عاشقي نمرده! ولي دوران اينكه تو مسؤل زندگيت نباشي تموم شده.هر فرد 2 راه جلوي پاش داره.يا اينكه كسي مسؤل زندگيت باشه و در مقابلش بايد آزاديت رو بهش بدي و يا مسؤل زندگيت باشي و هزينه آزاديت رو هم بپردازي.

 

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه بیست و سوم آبان 1384 و ساعت 13:4 |
 
 
~> Fale Hafteh <~
فروردين ماه : تصميم گرفته ايد که تمام انرژيتان را صرف بهبودي محيط زندگيتان، بخصوص خانه تان بنمائيد . به نيازهاي افراد خانواده رسيدگي نموده و برخوردهاي تصادفي با ديگران تبديل بدوستي هاي بسيار عميق و دايمي خواهد گشت . موقعيت مالي تحرک زيادي نخواهد داشت د

 ارديبهشت ماه : عشق نقش مهمي در اين دوره بازي خواهد نمود .اگر رابطه بهم خورده اي داريد مجبور خواهيد شد که بخاطر بازگرداندن محبوب با او تماس گرفته و سوئ تفاهمات گذشته را بنوعي حل کنيد . اگر شريکي داريد بهتر است دوستانه براي جدائي اقدام کنيد د

خرداد ماه : به روابط احساسيتان توجه بيشتري کنيد . اگر آلوده در رابطه اي هستيد که خوشحالتان نميکند بهتر است بجاي عذاب وجدان براي ناراحت نمودن طرف از طريق مسالمت آميزي به آن پايان دهيد . از نظر مالي دوره بسيار موفقيت آميزي در پيش داريد د

 تير ماه : دروه کار و فعاليت بوده و بيشتري انرژيتان را در محيط کار صرف خواهيد نمود . با همکاران گرفتاريهائي خواهيد داشت و براي جلب رضايت صاحب کار و رئيس بايد حداکثر تلاشتان را بکنيد . ديدارهاي بسيار شاد و هم با دوستان ديرينه خواهيد داشت . مواظب سلامتيتان باشيد د

مرداد ماه : نسبت به جفت عشقي خود احساس بسيار عميق جنسي پيدا نموده و نياز بسيار زيادي براي بودن و همنشيني با او را داريد . خانمهاي متاهل حاملگي بسرشان خواهد زد و حامله ها بچه هاي بسيار خوش يمني خواهند داشت . در موقعيت مالي پستي و بلنديهائي را تجربه خواهيد نمود بدون اينکه نگران کننده باشند د

 شهريور ماه : آلوده مشکلات خانوادگي و اختلافات و درگيريهاي بين آنها خواهيد بود . سعي کنيد طرف هيچ کس نبوده و منصفانه در موردشان قضاوت نمائيد . در روابط احساسي دوران چندان خوش آيندي نخواهيد داشت و در زندگي زناشوئي از آرامش کامل برخوردار خواهيد گشت د

مهر ماه : با کسي که برايتان مهم است اختلاف عقيده و سليقه پيدا نموده و بهمين دليل نيز بايد مواظب باشيد که با تعصب کوکورانه او را از خود نرنجانيد . در دوره اي هستيد که تمرين مراحل مختلف تفکر و يوگا ميتواند نه تنها در تصميم گيريهاي صحيح بسيار مثبت واقع شود بلکه براي حفظ سلامتيتان نيز مهم خواهد بود د

 آبان ماه : گذشته ها و آنچه که در آن اتفاق افتاده است بار ديگر در زندگي حاضرتان ظاهر ميشوند . سعي کنيد به اين مسائل اجازه ندهيد که جلو پيشرفتهايتان را بگيرد . آينده وقتي ميتواند برايتان لذت بخش باشد که خودتان را از قيد و بندهاي گذشته رها سازيد . از بيماران و افراد مسن خانواده بيشتر ديدن نمائيد د

 آذر ماه : موضوع کنترل نمودن هدف اصلي اين دوره خواهد بود . با همسرتان برقابت خواهيد نشست از اينکه چه کسي بايد بر روابط زناشوئي تسلط داشته باشد . يادتان نرود که خشمتان را در خود نگاه نداريد ولي ميتوانيد آنرا با روشهاي خلاقانه خالي سازيد د

 دي ماه : مشکلات ماليتان ممکن است زياد مهم نباشد ولي باعث ايجاد اختلاف با همسر خواهند گشت . سعي کنيد در اين مورد به شريک زنديگيتان اعتماد بيشتري داشته باشيد . مشکل بخصوصي از نظر سلامتي نخواهيد داشت . امکان سفر بسيار مهم و در رابطه با رشته فعاليت برايتان وجود دارد د

بهمن ماه : هميشه توانسته ايد به راهنمائي ها و نصايح ديگران گوش داده و آخر سر آنچه را که براي خود شما مهم است انجام دهيد ولي اکنون وقتش رسيده اين که در اين روش تغييري دهيد . در روابط احساسي دوران بسيار شادي خواهيد داشت . موقعيت مالي نگران کننده نخواهد بود د

اسفند ماه : احساس ميکنيد که بار ديگر در يکي از خوش شانس ترين دوره ها قرار داريد . اگر بتوانيد موقعيت ماليتان را با عقل تنظيم نمائيد نه با قلب خواهيد توانست جلو نگرانيهاي بيهوده را براي هميشه بگيريد . ديدارهاي مهم و مفيدي با افراد متشخص خواهيد داشت
+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه بیست و سوم آبان 1384 و ساعت 12:46 |

_________000000____________
__0000___00000000___0000____
_000000_0000000000_000000___
_000000000000000000000000___
_000000000000000000000000___
__0000000000000000000000____
___00000000000000000000_____
_____0000000000000000_______
_______000000000000_________
____________lllll_____________
__oooo______lllll______oooo___
_ooooooo____lllll____ooooooo__
__ooooooo___lllll___ooooooo___
____oooooo__lllll__oooooo_____
______ooooo_lllll_ooooo_______
________oooollllloooo_________
__________oollllloo___________

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و دوم آبان 1384 و ساعت 21:40 |
سارا ...بی تو تنهام ...بی تو غریبم...بی تو هیچم ...بی تو مرگم...سارا  من تورو                        می خوام ...سارا من تو هستم تو منی...سارا تو از یادم نمیری...سارا قلب من با هر بار زدن صد بار اسمه تورو  به یادم میاره سارا تو تمام لحظه های شیرینه منی...سارا تو  تنها جوابه دل خونه منی...سارا تو پاداش دیداریه روز گار کودکیه منی..سارا از دست دادنت تنها عذاب منه ...سارا نگاهت تمامه احساسه منه...سارا تو تنها معبوده منی...اگر تمام دنیا جمع بشن و بگن سارا سهم من از این دنیا نیست میگم سارا تمام دنیای منه...
+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه بیست و یکم آبان 1384 و ساعت 21:39 |
 شرايط ازدواج
واقعاً فكر ميكنين شما چه زماني به شرايط ازدواج ميرسيد؟هركسي يه حرفي ميزنه و يه نظري ميده اما تمام اين نظرات ار عرفها و شرايط اجتماع نتيجه ميگيره.بعضيها مسائل مادي رو وسط ميكشند و بعضيها هم دنبال عشق ميگردند.اما ديد روانشناسي قضيه با تمام اينها فرق داره.يه مبحث كاملاً پيچيده كه من سعي مي كنم اون رو به زبان ساده بگم كه قابل فهم باشه.
مسئله اينجاست كه حالات روحي افراد در زندگي شامل چند مرحله ميباشد.ولي قربونش برم بدليل خفقان اطلاعاتي كسي چيزي ازش نميدونه.عرفهاي اشتباه و قفل منطقي افراد هم مزيد بر علت ميشه تا همتون بال بال بزنين و آخرش نفهمين چكاره ايد! درصدي تو ماجرا حل ميشن و درصد بالاتري بعد از ازدواج ميفهمن كه وارد اتاقي شدند كه راه خروج نداره! ميفهمن كه اشتباه كردن و ازدواج اون چيزي رو كه بايد بهشون ميداده، نداده! ميشن مثل خيلي از پدر و مادر ها كه خود رو تلف شده ميبينن و اميدشون رو به بچه هاشون پيوند ميزنن! نهايتاً آنچنان سردر گم ميشن كه آخرش هيچ مفهومي پيدا نمي كنن. عرفها و عقايد غلط داره وادارتون ميكنه با غريزه بجنگين ولي مثل اينه كه براي رفع تشنگي دارين آب نمك ميخورين! در زندگي هر فرد چندين منحني سينوسي وجود داره كه با ورود به هركدام فرد خيلي از تفكرات و نظريات گذشته خود رو دور ميريزه و چيزهاي جديد جايگزين ميكنه.شما مسلماً افكار چهار سال پيش خودتون رو ندارين و اين دليلش پختگي شماست كه در اثر ارتباط با جهان اطراف بوجود آمده.اين منحني ها مدام بالا و پايين ميشن تا خوب پوستتون كنده بشه و گيج بشين اما بالاخره در يك زمان تبديل به يك خط كم لرزش ميشه.بياين به اين مرحله بگيم مرحله فيكس! يعني دقيقاً زمان ازدواج شما! چون شما تمام تغييرات روحي و جسميتون رو انجام داديد و تجربه هاي مختلف پيدا كرديد تا به يك ثبوت شخصيتي برسيد.اما رسيدن به اين مرحله در افراد مختلف فرق ميكنه چون كاملاً بستگي به عملكرد افراد در مرحله قبل از اون داره! مرحله اي كه من اسمش رو ميزارم مرحله توريست! به زبان ساده مثل ورود به دانشگاه ، كه تا پايه علمي قوي نداشته باشيد نميشه.هر فرد بايد قبل از ازدواج يه توريست خوب باشه.اين تمام حرف منه.اين مرحله دوران طلايي هر فرده.چون تو اين مرحله اون ارتباط داره، فرهنگ سازي ميكنه، آزمايش ميكنه، برنامه ريزي ميكنه، شكست مي خوره، پيروز ميشه و تمام اينها باعث ميشه كه فرد پختگي لازم رو پيدا كنه. درصد بالايي از جوانهاي ما مغزشون هنوز نپخته! اونها خام هستند در حاليكه فكر ميكنن كارشون خيلي درسته!اونها هم رو تو دانشگاه پيدا ميكنن، بيرون ميرن، راجع به مطالب بي ربط اظهار فضل ميكنن، هم رو دوست دارن ، 2 دفعه هم رو بوسيدن و آخرش بعد از 4 سال با هم ازدواج ميكنن!غافل از اينكه بعد از چند سال با عبور از يك سيكل ماهيتشون عوض ميشه و اينبار ظرفه كه تو سر هم ميشكنند! يك جفت قناري ما ميشن 2 تا كلاغ بيريخت كه حوصله هم رو ندارن! اونها شخصيتشون مثل يه گل بوده كه زير يه ظرف شيشه اي رشد كرد. باد بهش نخورده تا ريشه محكم بشه.با عبور از يه سيكل، پوچي و حس اسارت و حسرت كارهاي نكرده زندگيشون رو ميگيره.عين والدين خيلي از ماها كه فقط يه ماسك از رضايت رو چهره دارن و هي خودشون رو گول ميزنن كه زندگي يعني همين!! مرحله توريست در زندگي جوانهاي ايراني كمرنگه اما اثرش بعد از ازدواج وحشتناكه.خيلي ها اصلاً روحشون توريسته و حالا حالاها نبايد ازدواج كنند.بعضي ها اصلاً بايد توريست بمونن.اين رو شخصيت تعيين ميكنه.ولي يه توريست خوب بعد از فيكس شدن گول نميخوره.زندگيش رو خوب جمع ميكنه.زن يا شوهر پخته ايه.زني كه رابطه جسمي و عاطفي آزاد داشته ديگه الكي اشتباه نميكنه.مرد رو ميشناسه و انتخاب صحيح ميكنه.نه مثل خيلي از دخترهاي ما كه تو پنبه بزرگ شدن، و تنها شناختشون از مرد دوست پسرشونه ،
مرد رو نميشناسن ولي تو مغزشون پر از افكار جفنگه! يا مثل خيلي پسرهاي ما كه عملاً مغزشون رشد نكرده، نه زن رو ميشناسن و نه ميدونن ماهيتش چيه، دماغشون رو بگيري خفه ميشن ولي ادعاشون سر به فلك ميكشه! همش 2 تا ايده تو سرشونه كه اونهم غلطه! ولي فكر ميكنن دنيا بايد با اصول اونها اداره بشه!! مرحله توريست رو طي كنين.خودتون رو از نظر جسمي و روحي آزاد كنين.بذارين ضربه بخوريد.له بشين تا محكم بشين.تجربه بگيرين.باور كنين انتخاب درست ،يه دختره كه چندين مرحله ارتباطي عشقي ، جنسي، روحي كامل داشته و بدونين اون خيلي موفقتر از يه دختر پاستوريزه است.شما بعد از ازدواج ميفهمين من چي ميگم.ولي اونوقت دير شده.وقتي با يه فرد خام ازدواج كرديد ميفهمين كه يه زن با تجربه هاي قبلي همسر و مادر بهتريه.اون حتي ميتونه كمك ذهني و برنامه ريزي داشته باشه و نه مثل يه ببو جلوتون بشينه.يه فرد بي تجربه بعد از ازدواج باري از دوشتون بر نمي داره بلكه بار خودش رو هم ميذاره رو دوشتون.باور كنين نابودتون ميكنه.يه مرد وقتي تجربه داشته باشه مسلماً پوياتره تا يه فرد قفل منطق.منظور از تجربه اين دوست بازي نيست.چون خيلي از اين روابط لوس اصلاً ارزش نداره كه بخواد به شما پختگي بده .منظور 2 نفره كه كاملاً اكتيو در تمام مسائل هم برخورد دارن.مرحله توريست هرچه موفقتر طي بشه آينده بهتري در انتظار شماست.باور كنين 80% انتخابهاي غلط، سوء تفاهمها، ضربات عاطفي، طلاق، عدم درك و مكافاتهاي بعد از ازدواج از ضعف اين مرحله ميباشد.در انتها باز ميگم بدليل ذهنيت اشتباه كسي رو براي زندگي انتخاب نكنين كه براي امتحان درسش رو نخونده!


 

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیستم آبان 1384 و ساعت 21:58 |
هنوزم نمی دونم نگاهت چه راحت تغییره حالت داد و شکلش عوض شد نگاهی که تا  دیروز ازش عشق

لبریز بود ناگهان به سردیه روزهای شهرمون و به بی احساسیه  نگاه دشمنام در اومد...هنوزم اون روزی

با فامیلتون اومدی پیشمو یادم نرفته.........................

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیستم آبان 1384 و ساعت 0:12 |
هر وقت دلم برات تنگ میشه میامو وبلاگمو نگاه می کنم...سارای من چرا غم دنیا رو اینجوری به من تحمل می کنی...ای کاش همون وقتی که با هم چت می کردیم یه آدمه منقی شده بودی...همون موقعی که بهبت گفتم متولده ۶۶ هستمو فهمیدی که ۵ ماه ازم بزرگتری ...ای کاش  اوون وقتی که فهمیدی ازم بزرگتری حداقل برام زنگ نمی زدی تا دلمو زیرورو کنی...ای کاش با من قرار نمی ذاشتی...ای کاش هیچوقت از خودت به من علاقه نشون نمی دادی...

ای کاش اوون روز به چشمات نگاه نمی کردم...

+ نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه هجدهم آبان 1384 و ساعت 15:32 |
گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست

بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست

گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن

گفتي كه نه بايد بروم حوصله اي نيست

پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف

تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست

گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست

رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مساله اي نيست

شعر از: مريم حيدر زاده


+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه هفدهم آبان 1384 و ساعت 21:33 |
همهء ما وارثيم
وارث عذاب عشق
سهم اونكس بيشتره
كه ميشه خراب عشق

سوختن و فرياد زدن
اينه رمز و راز عشق
وقت از خود مردنه
لحظهء آغاز عشق

واسه اين صدای نی
موندنی ترين شده
كه به لطف زخم عشق
حنجره ش خونين شده

سهم من گلوی زخمی منه
يه صدا واسه هميشه موندنه
كوله بار سهم من رو شونمه
كوله باري كه پر از شكستنه

گرمی می عشقو تكرار می كنه
نالهء می عشقو فرياد می زنه
گرمی مستی و ضجه های نی
جوهر تمام شعرای منه

قيمتی ترين عذابه درد عشق
غم ناب و شعر نابه درد عشق
نطفهء تمام عاشقانه ها
جوشش روح شرابه درد عشق

ذات هر قطرهء قيمتی اشك
سهم اين دل خرابه درد عشق
زندگی كتاب شعر لحظه هاست
بهترين فصل كتابه درد عشق
+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه هفدهم آبان 1384 و ساعت 21:23 |

شب سرديست و من افسرده...
راه دوريستو پای خسته...
تيرگی هست و چراغی مرده...
سايه از سر ديوار گذشت...
غمی افزود مرا بر غمها...
فکر تاريکی و اين ويرانی...
بی خبر امد تا با دل من...
قصه ها ساز کند پنهانی...


نيست رنگی که بگويد با من:

اندکی صبر سحر نزديک است...
اندکی صبر سحر نزديک است...
اندکی صبر سحر نزديک است...
به ياده سهراب..


+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه هفدهم آبان 1384 و ساعت 21:22 |

  آفتاب مي آيد  و مي رود
  باران مي آيد  و مي رود 
  برف  مي آيد و مي رود 
  اما تو 
  نه از جاده مي آيی
  نه از قلب  من مي روي

همیشه به یادت می گریم

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه هفدهم آبان 1384 و ساعت 21:20 |



بشنو این نکته که خود را زغم آزاده کنی
خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی
آخر الامر گل کوزه گران خواهی شد
حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی
گر از آن آدمیانی که بهشتت هوس است
عیش با آدمئی چند پری زاده کنی
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی
اجر ها باشدت ای خسرو شیرین دهنان
گر نگاهی سوی فرهاد دل افتاده کنی
خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات
مگر از نقش پراکنده ورق ساده کنی
کار خود گر به کرم باز گذاری حافظ
ای بسا عیش که با بخت خدا داده کنی
ای صبا بندگی خواجه جلال الدین کن
که جهان پر سمن و سوسن آزاده کنی

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه هفدهم آبان 1384 و ساعت 21:6 |

                  زناني كه از ازدواج مي ترسند…

ما 2 گروه زن داريم كه به دليل ترس از انتخاب بد حاضر نيست ازدواج كنه.گروه اول زناني هستند كه منتظر يه فرصت خوب هستند.اينها خيلي خطرناك دارن حركت ميكنند.افرادي هستند كه زير نگاه شديد اطرافيان قرار دارند و مسلماً نمي خواهند كه پس از ازدواجشان بشنوند : اِهه ، يارو رو! اينهمه صبر كرد آخرش با اين تحفه ازدواج كرد! از طرفي بي اعتمادي به در و ديوار و عدم شناخت فاكتورهاي صحيح يك نفر قدرت بله گفتن را ازشون سلب ميكند.آنها يه فرد كاملاً تضمين شده رو از هر نظر مي خواهند. اونها هزينه زماني گزافي رو دارن پرداخت مي كنند و مسلماً مي خواهند از اينهمه هزينه سودي عايدشون بشه و همچنين مشت محكمي بر دهان ياوه گويان بزنند. دختراني كه بايد يه چيزهايي رو به بعضي ها ثابت كنند و براي يك مرتبه هم كه شده پوزشون رو بزنند! اين گروه بايد به چند نكته توجه كنند.
1-اين هزينه سنگيني رو كه شما در حال پرداختش هستيد باعث ميشه كه سطح انتظاراتتون بالا بره.شما معمولاً بعد از ازدواج خيلي بيرحم ميشين! چون زماني ديگه براي از دست دادن ندارين و شوهرتون نبايد در خوشبخت كردنتون فس فس كنه! شما شانس هيچ آزمايشي رو بهش نميدين و اون فرد نگونبخت بايد تمامي هزينه هايي كه شما كرديد رو سريعاً بهتون پس بده!! مسلماً اگر فرد توانايي كافي براي اين مهم نداشته باشه و كسي باشه كه درك حسي بلد نباشه شما وي را خواهيد كشت!

2-بدونين هر ثانيه رو كه اضافه ميكنين 6 برابرش شرط انتخاب يك نفر رو سخت تر ميكنين.شما همواره انتظار يك فرد خاص رو داريد…يه خبر بد هم كه بايد بهتون بدم اينه كه اكثراً پيداش نميكنين! واقعيت اينه انتخابهاي شما بعد از مدتي شروع ميكنه به كم شدن.بلايي هم كه از آسمون ممكنه نازل بشه! اينه كه بعد از مدتي دچار وحشت تنهايي بشين و در نتيجه به اولين كور و كچلي كه يك هزارم خواسته هاي قبلتون رو نداره شوهر كنين و مجبورين كلي هم ازش در مقابل تعجب اطرافيان دفاع كنين!
3-شما از يك فرد معمولي انتظار بيشتري از همسرتون داريد . شما عموماً خودتون رو سركوب حسي و جنسي ميكنين.دچار يك افسردگي پنهان ميشين و نهايتاً همواره منتظرين كه فرد مورد نظرتون بياد و رل فرمان زندگي رو ازتون بگيره تا شما يه نفسي بكشين و ديگه مسؤل رانندگي نباشين!شما مي خواين كولر رو بزنين و يكم چشماتون رو ببندين و استراحت كنين! مشكل اينجاست كه شوهرتون هم دقيقاً همين مرگش بوده كه خواسته ازدواج كنه! حالا اون هم ديگه توان نداره و ميخواد فرمان رو ول كنه و كنار شما استراحت كنه! خب ، حالا كدوم دره رو مي پسندين كه بيوفتين توش؟!
زناني هستند كه از مردها متنفر شدن و اگه بتونن نسلشون رو منقرض ميكنن! اينها كمبود ها و ضربات عاطفي و همچنين نگرش غلطي كه به روابط مرد و زن داشتن باعث شده من براي جن هم آرزوي چنين زناني رو نكنم!البته اينها بيشتر دارن پوست خودشون رو ميكنن تا ديگران! نكته جالب اينكه اينها در ازدواج موفق به حساب ميان! چون تمام موارد احساسي رو بچه گانه و روابط زناشويي رو كوته فكرانه ميبينند و در گير مسائل مهمتري!! هستند غالباً با يك تيكه پاره آجر مثل خودشون ازدواج ميكنن و اينقدر خشك و قفل منطق هستند كه حرف هيچكس رو نميپذيرند و در نتيجه كاملاً راحتند! من خيلي سوال از اين گروه دارم ولي چون ميدونم دارم آب تو هاون ميكوبم حرفي نميزنم!

اما گروه اول اگر به اين شيوه ادامه دهند همه چيز را از دست خواهند داد و بايد نكاتي را رعايت كنند تا زندگي براي آنان شيرين شود!!
1-بايد بگم زنان ايراني زندگي ميكنن واسه شوهر كردن! اين واقعيت زندگي اونهاست.از هر سمت هم ببيني بازم همينه….خانمهاي گرامي، اين تفكر پوچ رو بريزين دور كه خوشبختي رو از ازدواج انتظار دارين.غلطه ، مردوده ، ميگيرين چي ميگم؟ در دنياي امروز رد شده. مردي كه نتونسته خودش رو خوشبخت كنه چطور قراره شما رو خوشبخت كنه؟ خودش هزارتا عقده داره و حالا ميخواد شما جوابگوي اونها باشين!ازدواج فقط يه روش زندگيه و اون احمقي هم كه گفته تنها و بهترين روشه مال 2 قرن پيش بوده! ازدواج ممكنه به خوشبختي ختم بشه ولي راه اون نيست.
2-هر مقدار زمان لازمه مصرف كنين ولي به خاطر فشار اطرافيان ازدواج نكنين.شما حق داريد جوري كه دوست داريد باشيد.
3-اين فكر غلط كه زندگي از بعد ازدواج شروع ميشه رو بريزين دور.لذت، تفريح، تجارت، آسايش و همه اون كارهايي رو كه به اشتباه فكر ميكنين بايد حتماً با شوهر باشه رو از همين الان شروع كنين.بخاطر ازدواج زندگي رو فراموش نكنين.چه اشكالي داره كه شما در مسيرهايي كه فكر ميكنين علاقه دارين فعاليت كنين و به خودتون برسين.انتظار خوشبختي از همسر داشتن غلطه! بلكه شما بايد با ازدواج خوشبخت تر بشين.چه اشكال داره شما وارد بازار بشين ، وارد بورس بشين ، امتحان كنين ، شكست بخورين، پيروز بشين، سرمايه گذاري كنين ، جهانگردي كنين و كلاً خودتون رو وقف چيزي كه ازش لذت ميبرين بكنين….
4-از نظر جنسي خودتون رو آزاد كنين.رابطه راحت داشته باشين.شما احتمالاً سنتون زياد شده و زمان كمي براي لذت بردن خواهيد داشت.مردي كه انتظار باكرگي از شما داره فقط يه احمقه كه شما رو كالا ميبينه و مصرفي. يه متحجر فكري كه شما رو واسه بدنتون مي خواد. ضمناً بدونين شوهر شما كه احتمالاً از نظر سني از شما چند سال بزرگتره ديگه اون قدرت و هيجان جنسي جواني رو نداره و همچنين مسلماً تا الان بارها رابطه جنسي داشته وفقط يه فرد كوته فكر ظالم از شما انتظار داره كه شما هميشه در حال كشتن خودتون باشين.



+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه هفدهم آبان 1384 و ساعت 8:4 |
 
تفاوت هاي احساسي بين زن و مرد…

يكي از موارديكه هميشه گريبانگير دخترها و پسرها بوده است عدم درك تفاوتهاي احساسي بين آنها مي باشد.دخترها مي خواهند بدانند كه چرا مردها اينقدر سردند!واحساس توي مخشان نميرود!…پسرها هم ميخواهند بدانند كه چرا دختر ها منطقي تر نميشوند و همش با احساسات زندگي ميكنند!…اين مورد يك مبحث فوق العاده پيچيده روانشناسي ميباشد.من براي قابل درك شدن آن مجبور شدم مسائل را ساده كنم اميدوارم كه توانسته باشم با اينكار مفهوم علمي آن را برسانم….

اصل روانشناسي:
زن و مرد از نظر بار احساسي داراي گرايشات و تفاوتهاي مختلفي هستند.منحني سينوسي احساسات در زنها و مردها تغييرات زيادي دارد و امكان مقايسه اين دو با هم نيست!

مورد تفاوت در ظرفهاي احساسي آقايان و خانمهاست.اين دو جنس از نظر بار هاي احساسي داراي تفاوتهاي زيادي هستند.خيلي از موارديكه زنها آن را بعنوان يك افت تلقي ميكنند در واقع تبديل ظرفيتي ميباشد.اگر بخواهم بصورت ساده اين مورد را برايتان توضيح بدهم بايد بگويم كه زنها داراي يك ظرف بسيار بزرگ احساسي ميباشند كه البته سوراخ است!خودتون رو هلاك هم كه بكنين هرچي توش بريزين پر نميشه!براي زنها شوهر و عشق براحتي 70% مسائل زندگي رو تشكيل ميده بنابراين عمراً نبايد از زنها انتظار داشت كه آرامش داشته باشند.آنها يك بند نگران زندگيشان هستند چون شما خبر مرگتون مهمترين چيز يك زن هستيد.اين ظرف بزرگ سوراخ،در زندگي هر مردي هم اگر وجود داشت آن مرد را روي مسائل عاطفي حساس و زود رنج مي كرد.شما اگر از دختري قدرت زنانگي وي را بگيريد ديگر از وي چيزي باقي نمي ماند!بخاطر وجود اين ظرف بزرگ در زنها ،حل كردن 70% نيازشان تنها توسط يك عامل است:..توجه….در غير اينصورت ظرف آنها اصلاً پر نميشود.

اما در مورد آقايان مسئله فرق ميكند.اگر از پسري قدرت مردانگي وي را بگيريد آنها اينقدر پوست كلفت هستند كه در كمال پررويي ادامه حيات بدهند!!دليلش اينست كه آنها داراي
ظرفهاي كوچك ولي متعددي هستند!اين ظرفها برعكس خانمها بسرعت پر ميشوند و بسرعت خالي ميگردند!آقايان بطور 24 ساعته درگير پر كردن اين ظرفها هستند.ظرف عشق وقتي در آقايان پر ميشود مرد شروع به پر كردن ظرف مثلاً كار ميكند.وي ديگر بالا سر ظرف قبلي نمينشيند چون ظرفهاي ديگري هم دارد.نكته اينجاست كه زنها چون داراي ظرفهاي بزرگي هستند، همينطوري عنر عنر بالاي ظرفشون مينشينند.چون اين ظرف مهمترين ظرف آنان است و بايد اول و همواره اين ظرف پر بشود...مكافات از اينجا ناشي ميشود چون آنها همين انتظار را از مرد ها دارند!..اشتباه اين است كه آنها مردها را نيز مثل خود تصور ميكنند.در مردها يك ظرف مهم وجود ندارد بلكه همه ظرفها بايد پر شوند.مردها نمي توانند ظرفي را به ظرف ديگر ترجيح دهند..خانمها،توروخدا بگيرين چي ميگم..امكانش نيست!!چون پر نشدن هر ظرف مساوي است با ناراحتي شديد عصبي!!!
در بيولوژيك هر مرد همه ظرفها داراي ارزش مساوي هستند.نكته فوق العاده مهم براي زنها اين است كه بدانند زمانيكه بار احساسي مرد به اصطلاح خودتان!كم ميشود يعني در واقع شما به بهترين نحو توانسته ايد به وظيفه زنانگي خود عمل كنيد!!چون توانسته ايد ظرف يك مرد را پر كنيد.در اين زمان به اصطلاح مرد باكش پر شده و در نتيجه ميرود سراغ ساير ظرفهاي خالي…ولي متاسفانه شما فكر ميكنين كه اون ديگه دوستتون نداره!!!!!…چون مثلاً مثل قبل دورتون نمي چرخه!!يا ازتون خبر نميگيره!! اين يك طرز فكر غلط و مسموم است كه تو كلتون رفته چون مرد كاملاً از شما بخاطر اينكارتون ممنون است…چون شما براش كاري كردين كه بسادگي انجام نميگرفته.اينجاست كه شما اين فاصله بين پر و خالي شدن ظرف رو بجاي اينكه بخودتون برسين و مال خودتون باشين ، بي علاقگي تلفي ميكنين و 2500 تا فكر چرت و پرت مياد تو مغزتون آخرش هم بهش ميگين: تو من رو كمتر دوست داري!!!..يا خيلي احمقانه ميگين رابطه جنسي باعث شد ازم دور بشه!!!در حاليكه اصلاً فكر نميكنين شما قادر بودين ظرفهاي وي رو كاملاً پر كنين…اينجا مرد هم كف ميكنه كه د بيا!!!جريان چيه؟؟.مگه من چيكار كردم؟من كه خيلي دوستش دارم!!!


يك اخطار كاملاً جدي:
خانمها به هيچ وجه در نحوه پر و خالي شدن ظرفهاي آقايون دستكاري يا فضولي نكنيد…مثلاً خيلي احمقانه فكر نكنين كه ظرف احساسات مرد رو كامل پر نكنين تا هميشه ريشش دست شما باشه!!..بدونين با انجام اين كار بچه گانه مرد فكر ميكنه كه شما توانايي اينكار رو نداريد و در نتيجه :شما بسرعت مردتون رو از دست ميدين!!..به اصطلاح ساده تر بايد بگم كه در اينصورت براي شما:… بازي تمامه.

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه شانزدهم آبان 1384 و ساعت 14:0 |

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه شانزدهم آبان 1384 و ساعت 13:52 |
~> Fale Hafteh <~
 
فروردين ماه : براي متولدين اين ماه فهميدن و درک کردن آدم ها زياد مشکل نيست چرا که اغلب داراي حس ششم قوي هستند و گاه همين حس به آنها ياري ميدهد تا از حوادث و بلايا بدور باشند . نگاهي به زندگي زناشويي متولدين اين ماه خبر ميدهد که آنها با همين امتيازات در انتخاب همسر معمولا دچار اشتباه نميشوند ولي گاه بدليل احساسات و قلب پاک و رئوف دچار اشتباه نيز ميشوند . در زمينه کسب و کار و شغل بعضي از متولدين اين ماه بسيار پولساز و موفق و مبتکر هستند، برخي بدليل رکود اقتصادي ناگهان دچار ترس و دلهره شده و حتي ابتکارات و خلاقيت هاي خود را بهمين سبب از دست داده اند . به اين گروه توصيه ميشود بااميد بکار بپردازند و روحيه خود را نبازند که هنوز شانس هاي خوبي در راه است د

 ارديبهشت ماه : بسياري از متولدين اين ماه بدليل اقدامات و حوادث گذشته زندگي خود دچار نوعي پشيماني و سرخوردگي هستند، در حاليکه بسياري از آن رويدادها، اين گروه نقشي نداشتند . در زندگي زناشويي زوجها بهتر است گاه از لجبازي و بگومگوها دست بکشند، چون همين اخلاق سبب بهم ريختگي زندگيشان ميشود . اصولا متولدين اين ماه آدمهاي بسيار خوش قلب و فداکاري هستند ولي گاه بدليل بعضي لجبازيها خود را به دردسر مي اندازند . در زمينه کاري و مشکلات محيط کار، بايد با سياست عمل کرد . بايد هماهنگي ايجاد کرد . در زمينه بعضي اختلاف نظرها و يا زمزمه جدايي ها در ميان سي در صد از متاهلين بايد توصيه نمود عاقل باشيد و محتاط د

خرداد ماه : بدگويي هاي عده اي، متولدين اين ماه را دچار خشم ساخته، چون خود اصلا خوش قلب و مهربان هستند . هيچگاه نمي خواهند زندگي و روابط آدمها را بهم بريزند . از اين گروه ها نيز نفرت دارند . حتي اگر وابسته شان باشند . اغلب متولدين متاهل اين ماه بدليل تفاهم، عاقل بودن، سياست داشتن، هيچگاه در زندگي شان اختلاف و درگيري وجود نداشته است . هميشه آرامش در فضاي خانه و خانواده برقرار بوده . دوستان جديدي وارد زندگي درصدي از متولدين اين ماه ميشوند که بعضي مثبت و بعضي نه چندان دلخواه هستند . متولدين اين ماه اغلب شان وقتي مسئوليتي را مي پذيرند تا پايان ميروند و حتي دست به اقدامات فداکارانه اي ميزنند تا سربلند باشند و همين سبب شده ميان خانم ها و حتي آقايان اين ماه مديران خوب و فعال و معروفي باشند د

 تير ماه : متولدين اين ماه، خصوصا خانم ها و دخترخانم هاي زيبا بايد بدانند که گروهي از مگسان دور شيريني هميشه بدنبال آنها روان هستند، مرتب زمزمه هاي عاشقانه و وسوسه انگيز دارند چون خلاقيت هاي اين گروه سبب حسادت و حساسيت و يا نظرتنگي هاست . بسياري از خانواده هاي متولدين اين ماه بعضي پدر و مادرها بدلايلي با فرزندان خود دچار تضادهايي شده اند، اين عده بايد برقراري پل هاي دوستي، ايجاد فضاي آرام، نزديک شدن به فرزندان خود، در حل اين مسائل بکوشند وگرنه روزي بخود مي آيند که فاصله عميق و طولاني است . در زمينه مسائل عاطفي و احساسي خيلي از خانم ها از شوهران خود گله دارند که چرا احساسات خود را بيان نمي کنند و خيلي از آنان از همسران خود شکايت دارند که چرا در برخوردها بي تفاوت شده اند . به هر دو گروه توصيه ميشود در برقراري روابط صميمي و گرم بکوشند، خصوصا اينروزها که هر دو گروه به آن نياز دارند د

 مرداد ماه : بدگويي ها و غيبتهاي دو سه نفر سبب گرديده روابط صميمي گروهي از متولدين اين ماه با دوستان و فاميل و گاه همکاران دچار تيرگي شود . براي حل اين مشکل ابتدا بايد اين آدمهاي مسموم را شناسايي و رسوا نمود و سپس با توضيح و برقراري پل هاي تازه اجازه چنين دخالتها و سمپاشيهايي را نداد . متولدين اين ماه اغلب انسانهاي خلاق و پر کار و در عين حال در کار نيز مبتکر هستند . جوان ترها در تحصيل و کسب تجربه موفق ميباشند . بزودي براي مجردها رويدادهاي خوشي سبب ميشود بتوانند با راحتي خيال مسير زندگي خود را تعيين کنند . گروهي نيز تن به ازدواج مي دهند
شهريور ماه : به متولدين اين ماه توصيه مي شود به احترام و توجه و مراقبت از بزرگترها، از پدر و مادرها ادامه دهند . آنها را زير چتر حمايت خود بگيرند و در حدامکان خود به آنها روحيه بدهند . با فرزندان خود دوست و صميمي و نزديک باشيد . خيلي از مجردهاي اين ماه براي ازدواج و نامزدي در حال تصميم گيري هستند . برخي در زمينه مسائل احساسي دچار بن بست هايي شده اند در کل اين گروه بايد با احتياط و دورانديشي تصميم بگيرند . آن گروه از متاهلين که تصميم قطعي براي جدايي گرفته اند بايد حداقل در انديشه وابستگان خود باشند و هر تصميمي را با توجه به سرنوشت آنها بگيرند و تنها به خود و آينده و سرنوشت خود انديشه نکنند
مهر ماه : روحيه فداکاري متولدين اين ماه در مورد خانواده و فاميل نشان از قلب پاک و مهربان شان دارد و کاش همه آنها قدر مهرباني و فداکاري اين عده را بدانند . اگر حتي جوابگو نيستند حداقل سبب آزارشان نشوند . در حال بايد اين گروه بدانند که هيچ حادثه و عکس العمل منفي نبايد روحيه و اخلاق شان را تغيير بدهد . خستگي ها و بي خوابيها براي گروهي از متولدين اين ماه دردسر ايجاد نموده است . اين عده بايد براي سلامت روح و جسم خود روش تنظيم شده اي را دنبال کنند . بيشتر متاهلين اين ماه هميشه نگران فرزندان خود هستند، گاه اين نگرانيها سبب ميشود دچار ماليخوليا و کابوس شوند در حاليکه بامراقبت هاي بيشتري نزديکي و دوستي با بچه ها اطلاع از زندگي و حوادث روزانه شان ميتواند سبب راحتي خيال شود د

 آبان ماه : براي خيلي از متولدين اين ماه که بدلايلي از زندگي مشترک خسته و کسل شده اند وسوسه هايي پديد آمده که تن به جدايي برسد . اين گروه بايد با بررسي زندگي خود امتيازات و کمي و کاستي ها تصميم نهايي را بگيرند چرا که در بازگشت به زندگي مجردي و آن درگيري هاي قبلي براي خيلي از متاهلين امروز ديگر کارساز و دلچسب نيست و بهتر است از اين وسوسه ها بدور باشند و يا ترتيب مسافرت ها، صحبت هاي منطقي در حل مسائل بکوشند . عده اي نقاب دوستي به چهره زده و وارد زندگي درصدي از متولدين اين ماه شده اند . اين گروه را بايد شناخت و نبايد اجازه داد دست به خرابي و ويراني بزنند . براي اغلب متولدين اين ماه سفر توصيه ميشود چون معمولا روحيه ناآرام و يا کسل آنها را آرامش ميبخشند د

آذر ماه : با رفت و آمدهاي جديد، آشنايان تازه، بگومگوها و بحث و جدلهاي تازه نيز در زندگي متولدين اين ماه بوجود خواهد آمد . مسلما تفاهم، دوستي و مقاومت و خوش قلبي سبب ميشود اين رويدادها خيلي زود حل شود . در غير اين صورت ادامه و گسترش آن سبب بهم ريختن زندگي ها ميشود . آن گروه از متولدين اين ماه که بدلايلي با گروهي از نزديکان دچار اختلاف عقيده و نظر و کدورت هايي شده اند بهتر است در حل آن بکوشند فضاي صلح آميزي در اطراف خود پديد آورند، چون خيلي ها از اين جدايي ها و اختلافات به نفع خود بهره ميگيرند . به آندسته از خانمها که رازي در دل دارند توصيه ميشود در بازگويي آن به شخص مورد اطمينان خود نيز باانديشه و احتياط عمل کنند . به متاهلين بويژه آقايان توصيه ميشود اينروزها با يک شاخه گل، يک هديه کوچک، حتي يک کارت زيبا سبب شوند فضاي خانوداگي شان رنگ و روح تازه اي بگيرد د

 دي ماه : خيلي از متولدين اين ماه در رسيدن به خواسته ها و آرزوهاي خود عجول هستند . همين روحيه سبب شده گاهي براي کسب موقعيت ها به بيراهه بروند و يا از مسير پرفراز و نشيب و سختي عبور کنند و گاه به بن بست برسند . همين روحيه در زمينه بدست آوردن ثروت نيز برخي از اين عده را دچار دردسر ميسازد . در حاليکه اصولا متولدين اين ماه بخت بلندي دارند، چه در زمينه کاري و چه ثروت و چه زندگي زناشويي، فقط کافي است با احتياط و حساب شده عمل کنند . لازم به تذکر است که آن گروه از مردان و زنان بيوه که فکر ميکردند ديگر راهي براي خوشبختي خود نمي يابند اينروزها در مسيري قرار دارند که اگر محتاطانه عمل کنند به خوشبختي ميرسند د

بهمن ماه : اگر به متولدين اين ماه امکانات مالي داده شود معمولا از بعضي کارها اعجاز مي آفرينند و يا بقولي با خلاقيت ها و توانايي خود از هيچ همه چيز مي سازند . به همين جهت به متولدين صالح و مطمئن اين ماه بايد ميدان داد . در زمينه شراکت معمولا متولدين اين ماه آدم هاي منطقي تر و روراست تري هستند ولي در پايان نيز هميشه ضربه ها را بدوش ميکشند تا به اصطلاح ديگران دل شکسته نباشند و خاطره اي خوش از خود برجاي بگذارند . عشق براي درصد بالايي از متولدين اين ماه مفهوم تازه اي دارد و براي گروهي نيز اخيرا دردسرساز شده است که البته اگر هميشه با دورانديشي همراه شود بسيار زندگي ساز و شيرين است

 اسفند ماه : بعضي حوادث و رويدادهاي اخير سبب شده روحيه شاد و آرام خيلي از متولدين اين ماه کسل و عصبي و نا اميد شود . معمولا در اين ميان برخي آدمهاي نه چندان خوش قلب و يا حداقل بدبين به همه چيز و همه کس سبب ساز هستند و با رفتار و کردار و حرفهاي خود بروي اطرافيان تاثير منفي ميگذارند . خوشبختانه متولدين اين ماه آدمهاي قاطع و مقاوم و سنت شکني هستند و خيلي زود ميتوانند از اين گونه آدم هاي منفي دور شوند . در زمينه مسائل عاطفي و احساسي متولدين اين ماه هميشه با شانس بلندي همراه هستند گرچه خيلي ها قدر نميدانند و آنرا از دست ميدهند . ولي در جمع خانواده ها، زوج هايي خوشبخت و هميشه عاشق بسياري را مي بينند . بجرات نود درصد از زندگيهاي مشترک اين ماه بامقاومت طولاني همراه هستند
+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه شانزدهم آبان 1384 و ساعت 12:0 |
قطره ازابر جدا شد
عاشق دریا شد
وبه دريا پيوست
ابر گفت:
چه سقوطي! کرد
ماه در گوش نسیم زمزمه کرد
او عاشق شد
قطره اي دريا شد
چه صعودي کرد!!!

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه پانزدهم آبان 1384 و ساعت 21:3 |

اگه عاشق کسي شدي ...........

 

Shakespeare:

If you love someone,

Set her free....

If she ever comes back, she's yours,    

If she doesn't, here's the poison, suicide yourself for her.

شکسپير:

اگه عاشقه كسي شدي،

بهش نچسب، بزار بره

اگه برگشت كه ماله توئه

اگر برنگشت، سم كه داري، خودتو بکش!

 

Optimist:

If you love someone,

Set her free....

Don't worry, she will come back.

خوشبين:

اگه عاشقه كسي شدي،

بهش نچسب، بزار بره....

نگران نباش، حتماً بر مي گرده

 

Suspicious:

If you love someone,

Set her free....

If she ever comes back, ask her why.

شکاک:

اگه عاشقه كسي شدي،

بهش نچسب، بزار بره....

اگه برگشت، ازش بپرس چرا

Impatient:

If you love someone,

Set her free....

If she doesn't come back within some time forget her.

 

ناشکيبا:

اگه عاشقه كسي شدي،

بهش نچسب، بزار بره...

اگه تو يه مدتي برنگشت، فراموشش کن

 

Patient:

If you love someone,

Set her free....

If she doesn't come back, continue to wait until she comes back.

 

صبور:

اگه عاشقه كسي شدي،

بهش نچسب، بزار بره...

اگه برنگشت، اونقدر صبر کن تا برگرده

 

Playful:

If you love someone,

Set her free....

If she comes back, and if you love her still,

Set her free again,

Repeat

خوشگذران:

اگه عاشقه كسي شدي،

بهش نچسب، بزار بره...

وقتي برگشت، اگه هنوز عاشقش هستي،

دوباره ولش کن بره

دوباره....

 

 

Animal-Rights Activist:

If you love someone,

Set her free…

In fact, all living creatures deserve to be free!!

 

فعال دفاع از حقوق حيوانات:

اگه عاشقه كسي شدي،

بهش نچسب، بزار بره...

درواقع همه موجودات زنده حق دارن که آزاد باشن

 

Lawyers:

If you love someone,

Set her free…

Clause 1a of Paragraph 13a-1 in the second

Amendment of the Matrimonial Freedom Act clearly states that....

وکلا:

اگه عاشقه كسي شدي،

بهش نچسب، بزار بره...

بند 1-a از پاراگراف 13a-1 بند الحاقي دوم از

" قانون آزادي ازدواج" به طور صريح مي گويد که ... .

 

Bill Gates:

If you love someone,

Set her free…

If she comes back, I think we can charge her for But tell her that she's also going to get an upgrade.

بيل گيتس:

اگه عاشقه كسي شدي،

بهش نچسب، بزار بره...

اگه برگشت، من فکر مي کنم که مي تونيم براي  نصب مجددش يه هزينه هايي رو پرداخت کنيم

البته بهش بگو که بايد خودشو بهتر کنه

Biologist:

If you love someone,

Set her free…

She'll evolve.

زيست شناس:

اگه عاشقه كسي شدي،

بهش نچسب، بزار بره...

حتما" متحول مي شه!

 

Statisticians:

If you love someone,

Set her free …

If she loves you, the probability of her coming back is high         

If she doesn't, the Weibull distribution and your relation were improbable anyway.

آمارشناسان:

اگه عاشقه كسي شدي،

بهش نچسب، بزار بره...

اگه اونم عاشق تو باشه، احتمال بازگشتش زياده،

اگر عاشق تو نباشه، به هر حال توزيع Weibull و رابطه شما غير محتمله!

 

 

Salesman:

If you love someone,

Set her free....

If she ever comes back, deal!

If she doesn't, so what! "NEXT".

 فروشنده:

اگه عاشقه كسي شدي،

بهش نچسب، بزار بره...

اگه برگشت، قرارداد ببند، اگه برنگشت، چه خوب، "بعدي!"

 

 

 

Schwarzenegger's fans:

If you love someone,

Set her free …

SHE'LL BE BACK!

طرفداران آرنولد:

اگه عاشقه كسي شدي،

بهش نچسب

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه پانزدهم آبان 1384 و ساعت 16:36 |
 

فکر کنم که همه دیگه این داستان رو شنیده باشید که یه دختر توی هلند به خاطر توهین به قرآن تغییر شکل داد خوب حالا اصل ماجرا رو ببینید که چیه

اصل ماجرا از این قرار بوده که این عکس نه تنها از یه دختر نبوده که بخاطر توهین به قرآن اینجوری شده بلکه یه موجود عجیبِ که مجسمش توی یکی از نمایشگاه های هلند به نمایش گذاشته شده بوده

 

http://www.imagecabin.com/imageupload

 

خوب اینم داستان دختری که بخاطر توهین به قرآن تغییر شکل داده بود...

آیا با این کارها قرآن که معجزه بزرگ الهی هست را تخریب نمی کنیم؟

برای اثبات حقانیت قرآن نیازی به این قبیل کارها که قبلا هم شاهد آن بودیم نیست.

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه پانزدهم آبان 1384 و ساعت 16:21 |
وقتی چشمام تو آسمونا دنبالت میگشت...وقتی که نگاهت رو نمی شد حتی تو غروب خورشید پیدا کرد...وقتی در به درت بودم تا یه  روزی بهت برسم و بگم که چقدر دوست دارم ...هیچوقت فکر نمی کردم که قراره اینقدر راحت از دست بدمت.

http://www.imagecabin.com/imageupload

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه پانزدهم آبان 1384 و ساعت 16:15 |
معضل پوشش در جمعهاي خودماني
برگرفته از : titaz weblog

يكي از درگيريهايي كه در بين زوجين اتفاق مي افتد بخاطر مسئله پوشش در جشنها و يا مراسم خانوادگي ميباشد.مسلماً تا بحال شنيده و يا ديده ايد كه مردي با همسرش سر فلان لباس جر و بحث ميكند و از همسرش ميخواهد كه لباسش را تعويض كند! اين مسائل صرفاً بخاطر تفاوت ديد ايجاد ميگردد و ميتواند در دراز مدت سبب كشيدن كبريت بحران در خانواده شود. چراكه زن براي خودش حقوقي را قائل است و مرد هم مسائلي را تجربه كرده و مي داند به اصطلاح اون پشت ، مشتها چه خبره! من در اين مبحث ميخواهم چند مورد قابل ذكر رو براتون تيتر وار توضيح بدم…

1-برخي از آقايان روي اين مسئله بعنوان آرامش خاطر خود تاكيد دارند! يعني به اصطلاح نمي خواهند چشم افراد نامربوط به زيباييهاي همسرشان بي افتد! برخي از خانمها هم روي مسئله راحتي تكيه دارند و اطميناني كه از قدرت حفظ كردن خود دارند. در نتيجه اين وسط دو طرف براي هم شاخ و شونه ميكشند و قر ميزنند چون هر طرف حقي را براي خود قائل است كه ديگري به اون اهميتي نميده. واقعيت اينست كه خيلي از خانمها اين مسائل پوششي را صرفاً بدليل احترام به همسر رعايت ميكنند و اين مسئله كه ميدانند ذهن همسرشان اينجوري آرومتره. اما اگر مرد قضيه به اين كار به ديده لطف از جانب همسر نگاه نكنه و اون رو يك وظيفه بدونه اونوقت داره بد دعوايي راه مي اندازه چون انتظار داره! مسلماً آقاهه هي سوك ميده و فشار مياره و خانمه هم هي واكنش نشون ميده چون خودش حواسش هست و حس ميكنه بهش اعتماد نميشه.
2-آقايان عزيز، بدونين كه زنها هميشه دوست دارند زيباتر بنظر بيان. اين يك غريزه است. دست خودشون نيست. شما هم اگر به اين مسئله اعتراض داريد تشريف ببريد يقه خدا رو بگيريد! شما دارين با غريزه زنانگي ميجنگيد و عملاً وارد يك جنگ فرسايشي بي مفهوم شدين! زنان ميدانند كه قادر به حفظ شخصيت خود هستند پس ميخواهند آن جور كه دوست دارند باشند و مردان هم يكديگر را ميشناسند و مي دانند چه صحبتهايي بوجود خواهد آمد و در نتيجه فشار را بيشتر ميكنند! اين مسئله لباس يك امكان فردي در ارائه زيباييست نه اينكه بلافاصله ننگين ترين تهمتها رو بزنيد و بگيد مي خواد خودش رو نمايش بده. اين مسئله كاملاً جنبه رواني داره.
3-مورد قابل ذكر ديگر اينست كه مردان به هيچ عنوان حاضر نميشوند كس ديگري از زيبايي داشته آنان لذت ببرد.اين بنوبه خود چيز بدي نيست اما اشكال از كم ظرفيتي اجتماع است
كه نتيجه آن باعث به غلط محدود شدن زنها شده. در زمان فرعون رسم بود كه زنها سرشان را بتراشند واز موي مصنوعي استفاده كنند! (مسخره ها) و مردها براحتي با ديدن سر برهنه زن تحريك مي شدند .لازم نيست زياد دور بريم، در همين جامعه فعلي ما افراد از ديدن ساق يا پوست پا و يا بازو براحتي تحريك ميشوند! اين در حاليست كه در مكانهاي ديگر دنيا افراد با دامن و يا ركابي از خونه بيرون ميان و هيچكس هم تحريك نميشه. مسلماً اين از خفقان و عقده هاي جنسي موجود در جامعست. وقتي كه همه در محيط بسته زندگي كنند خب مشخصاً توي عروسيها و مهمونيها وقت اينه كه يه شكم سير ملت همديگر رو بچرند! اون هم خيلي باكلاس و رومانتيك كه آب از آب تكون نخوره!دليلش فقط اينه كه اينبار اشخاص ميتونند همديگر رو خارج از شمايل هميشگي ببينند و مسلماً جذابتر همديگه رو مي يابند
4- باور كنيد خانمها تقصيري ندارند. آنها نبايد جواب هيز بازيهاي شما رو پس بدهند.ما داريم اين كم ظرفيتي ديگران رو با بي منطقي خودمون جمع ميبنديم و تصميم به محدوديت بيشتر زنان ميگيريم.پس نكته ديگر اينكه آقايان لطف كنين هي نگين چي بپوش چي نپوش! همسرتون بچه نيست. خودش عقل داره و ميفهمه. خودش بلده خودش رو حفظ كنه و مسلماً اگه جايي احساس نا امني كنه خودش بهتر از شما ميفهمه. اينكار شما عملاً يعني من برات تصميم ميگيرم چون تو نميفهمي!

5-نكته ديگر اينكه توصيف افراد از پوشش متفاوت است. وقتي زني به شوهرش ميگويد من خودم پوششم را انتخاب ميكنم مرد اخم ميكند و فكر ميكند همه چيز از كنترلش داره خارج ميشه درنتيجه رئيس بازي در مياره! بعدش همه چيز را قاطي پاتي ميشه و حتي ممكه كه تهمت فساد به همسر خود بزند! ولي واقعيت اينه كه زن منظورش اين نيست كه با شورت بره بين مهمونها! بلكه حرفش اينه كه آقاي عزيز، من شعور دارم و عقل. پس يك ذره اعتماد داشته باش. هركس ميزان راحتي پوشش خود رو با شرايط تخمين ميزند . يك نفر با پوشش باز راحت است و ديگري با پوشش بسته تر.اين يك حق است و هيچكدام بر ديگري ارجعيتي ندارد. اين بي انصافي است كه بدليل بي ظرفيتي افرادي اشخاص ديگري محدود شوند.
6-در انتها بايد بگم بعضي از شما زنها هم گند زدين با اين لباس پوشيدنتون! يعني واقعاً ميرين ميگرديد مزخرفترين مدل لباس رو انتخاب ميكنين. يه تيپهاي اراجيفي ميزنين و يه مدلهايي رو انتخاب ميكنين كه حال آدم رو بهم ميزنه.شما در انتخاب مدل آزاديد ولي بايد بدونين كه مسلماً بعضي از البسه براي زيبايي نيست و بيشتر جهت تو چشم افتادنه. اگه هم از اين كار خوشتون مياد پس مشكل از جاي ديگست .بعضي از لباسها هم پوشيدنشون مربوط به هر مجالسي نيست و بعضي آرايشات و لباسها معرف يك شخصيت خاص ميباشد و مسلماً اينگونه افراد خود را در مقابل پيش داوري ديگران قرار ميدهند….


 

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه چهاردهم آبان 1384 و ساعت 22:33 |

غيرت…..


من امروز ميخواهم از ديوار بلند بي اعتمادي حرف بزنم.از يه ديوار بلند و قطور.از ديوار خطرناكي كه بين خواهر ها و برادرها و خانواده ها وجود داره.چرا اينجور شده؟ تا كي بايد اينجور باشه؟ ما ايراني ها عادت كرديم هميشه يجوري خودمون رو خر كنيم! سرمون رو بكنيم زير برف تا نه چيزي ببينيم نه چيزي بشنويم. ولي الان من مي خوام يه حقيقت رو براتون داد بزنم. تا اگه تا حالا خودتون رو به نفهمي زدين اينبار ديگه شانسي نداشته باشين.مي خوام بگم 90 درصد دختر و پسرهاي ايراني با هم دوست هستند.خواهر و برادرهاي شما هم جزء همين 90درصد هستند.چرا فكر ميكنين اينجور نيست؟اگه قبول ندارين فقط يكم زحمت بكشين و چشمهاتون رو باز كنين و از مغزتون خواهش كنيد كه يكم كار كنه و براتون تحليل انجام بده.شما خودتون توي يه فرهنگ بزرگ شديد، زير دست يه پدر مادر بوديد، نتيجه اين شده كه آقا پسر ما كف كرده! عاشق شده! يا با فلان دختر حرف ميزنه، تلفن ميكنه، چت ميكنه، زِر ميزنه، بيرون ميره و هزارتا بامبول ديگه در مياره.حالا تا نوبت به خواهر جنابعالي ميرسه همه چي بايكوته؟ خواهر جنابعالي مريم مقدس تشريف دارن؟ احساسات ندارن؟ مي فهمن؟!! كه دِ اگه فهم اينه كه ارتباط نباشه تو نفهمي كه ميري با يه دختر دوست ميشي؟ جنابعالي غريزه داري اشكال نداره ولي اون بدبخت از بتون آرمه ساخته شده؟ چرا خودتون رو به خواب ميزنين؟…….
ولي من امروز نيومدم تا شما رو به چهار ميخ بكشم بلكه فقط اومدم تا يه چيزي رو حاليتون كنم.

ارتباط نه جرمه و نه زشته.مخصوصاً براي دختر.اگر واقع بين باشي بايد بدوني كه خواهر شما هم احتمالاً با يكي دوسته.حرف ميزنه.رابطه داره.چرا شما بهش اجازه نمي دين كه باهاتون اين مسئله رو عنوان كنه؟ چرا شما كه ادعاي فهم دارين و ميگين تو جامعه بيشتر از يه دختر ول گشتين و چيز ميفهمين ، نبايد بدونين كه خواهرتون با كي دوسته؟ چه اشكال داره كه شما يا پدرتون با دوست پسر خواهرتون بره بيرون؟ بفهمين كه چطور آدميه. نظرتون رو به خواهرتون بگيد.اعلام كنيد اين فرد اين ايرادات رو از نظر شما داره.مسلماً دو تا همجنس بهتر همديگر رو ميشناسن.چرا نبايد خواهرتون جرئت كنه كه با شما صلاح و مشورت كنه؟بپرسه فلاني به من اين حرف رو زد، نظر تو چيه داداش؟ خبر مرگت مگه نميگي بيشتر ميفهمي؟پس چرا نبايد ازت كمك بگيره؟چرا نبايد بهت بگه داداش من دارم با فلاني ميرم فلان جا و در عوض از ترس خانواده چيزي نگه ولي بره همون جا ، اينبار بدونه اينكه كسي خبر ازش داشته باشه.اون از ترس و عدم درك شما ساكت ميشه.با پسر غريبه به ناكجا آباد ميره واسه اينكه اگه بگه تو ممكنه خفش كني!! ميره و بعد اون پسره چون كسي پشت سر دختر نيست راحت بهش تجاوز ميكنه و اون خفش ميكنه.مسؤل مرگ اين افرادي كه هر روز تو صفحه حوادث ميبينيد فقط شما هستيد. اون بايد به يكي اعتماد كنه اما چون كسي رو نميشناسه ممكنه راحت گول بخوره.بره تو يه خونه بعد 4 تا نره غول بيوفتند روش چون جرئت نكرده به تو 
بگه: برادر ، من به ارتباط احتياج دارم. بايد با جنس مخالف آشنا بشم. من ميخوام موفقتر باشم.تو كه بيشتر تو جامعه هستي كمكم كن. مسؤل نابودي خيلي از اونها شما هستيد نه اون طفلهاي معصوم.اونها قرباني هاي اين تفكرات كثيف شما هستند.شماهايي كه برادري رو تو عربده كشي و تو سر زدن ميبينين.خيليهاتون اينقدر مرد نشدين كه واقعيت رو بپذيرين. اينقدر خواب تشريف داريد كه كور شدين.بذارين خواهرهاتون، دخترهاتون، بهتون نزديك بشن.بذارين باهاتون حرف بزنن.ببينين خواهرتون، دخترتون با كي دوسته.با دوستش آشنا بشين. دوست بشين. تو برنامه هاشون شركت كنين.اينجوري هيچكس نگاه چپ بهشون نمي اندازه. اينجوري اگه كسي قصد بازي دادن داشته باشه وقتي ميبينه پشت طرف كسي هست سريع ماستش رو كيسه ميكنه.الان بايد به شما گفت بي غيرت كه خواهرتون، دخترتون رو نميشناسين و نه اون موقع كه بالا سرش هستيد.هم كمكش ميكنين و هم مواظبش هستيد.مرد باشين. فكر كنين.اون بغير از شما كي رو داره؟ شما بايد الان بهش كمك كنين و كنارش باشين. وقتي كه از بين رفت برادريتون به درد عمه تون ميخوره. چشماتون رو باز كنين.تجربه در اختيار خواهرها و دخترانتون بذاريد.باهاش باشين.آزاديش اينجوري با شما حفظ ميشه و نه مخدوش. اون اينجوري بهتون افتخار ميكنه. اون به هر حال غريزه اينقدر بهش فشار مياره كه ارتباط برقرار كنه.واقع بين باشين . شما توي اين ارتباط كمك كنين بهتره يا اصلاً نباشين؟ چه اشكال داره شما محرم باشين. اگر نميتونين باشين دليلش فقط تفكرات پوچ و بي اساس و بچه گانه شماست كه باعث بدبختي خيلي ها شده. شما هيچوقت اجازه ندارين اونها رو محاكمه كنين چون متهم رديف اول خود شما
هستيد..

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه دوازدهم آبان 1384 و ساعت 14:56 |
       m3hdi_69@yahoo.com           

Hosted by Tinypic.com

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه دهم آبان 1384 و ساعت 15:1 |
 فروردين ماه : تجربه چند روز اخير نشان داده است که ديگر لازم نيست بيش از اين خودتان را ناراحت کنيد و از خانواده کنار بکشيد . دو روز نخست هفته را با آرامش طي خواهيد کرد . عدد شانس شما نه است

ارديبهشت ماه : تنها خودتان هستيد که ميتوانيد در موارد حساس تصميم گيري کنيد . بنابراين سعي داشته باشيد که ديگران در امور مربوط به شما دخالت نکنند . هفته اي دلپذير در پيش است . عدد بخت شما چهار است

 خرداد ماه : بنظر مي آيد که يک نقشه شيطاني توسط دوستان شما را بکلي افسرده کرده باشد ولي بايد مطمئن باشيد که هيچ حادثه بدي رخ نخواهد داد . سه روز خيلي خوشحال کننده در پيش داريد

تير ماه : حوادث چند روز گذشته موجب شده که در برنامه هاي روزانه خود تغييراتي بدهيد . گرچه اين تغييرات چندان خوشايند نيست ولي در عوض نتيجه مطلوب خواهد داشت . پنج عدد بخت اين هفته شماست

 مرداد ماه : سعي داشته باشيد در مواقع اضطراري کنترل خودتان را از دست ندهيد . بخصوص در شرايط خاصي که در آن قرار گرفته ايد . دوشنبه خبر مهمي دريافت ميکنيد . اين هفته به عدد دو توجه کنيد

شهريور ماه : سردرگمي چند روز اخير شما را بکلي کلافه کرده بشکلي که نمي دانيد از چه طريقي مشکلاتتان را حل کنيد . نگران نباشيد . ظرف دو سه روز اوضاع عادي خواهد شد . عدد شانس اين هفته شما يک است

 مهر ماه : کوشش شما براي رسيدن به اهدافتان بي ثمر نخواهد ماند . گرچه وضعيت موجود خيلي خوشحال کننده نيست ولي اطمينان داشته باشيد . اوضاع خيلي خوب خواهد شد . اين هفته به عدد چهار خيلي توجه کنيد

آبان ماه : بايد خوشحال باشيد که گرفتاريهاي چند هفته گذشته از ميان رفته است . ولي ضمنا توجه کنيد که دوباره دچار مشکلات نشويد . از دوستي قديمي خبرهاي خوش ميرسد . چهارشنبه خوبي در راهست

 آذر ماه : شک و ترديد را رها کنيد و نگذاريد ديگران شما را از رسيدن به هدفهايتان باز دارند . يکي از آشنايان قصد دارد شما را نارحت کند . حواستان را جمع کنيد . در اين هفته به عدد هشت توجه بيشتري نشان دهيد

دي ماه : در انجام امور محوله کوشاتر باشيد و سعي کنيد بين امور احساسي و فعاليت هاي کاري تفاوت قائل شويد . اوائل هفته به ملاقات يک دوست قديمي خواهيد رفت . عدد شانس شما پنج است

 بهمن ماه : احساس مي کنيد که بار مسئوليت شما را فرسوده کرده . در حاليکه اينطور نيست . اينقدر اوضاع را سخت نگيريد . اوائل هفته آينده چند خبر خوش خواهيد شنيد . به عدد هفت توجه مخصوص داشته باشيد
اسفند ماه : الان موقع نيست که خودتان را کنار بکشيد يا امتيازاتي را از دست بدهيد مصمم و با اراده جلو برويد . موفقيت از آن شما خواهد بود . اين هفته شانس شما اطراف عدد دو ميگردد 
 
+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه دهم آبان 1384 و ساعت 14:51 |
شکست عشقی
 

خب دیدیم که تو مرحله ازدواج بعد اینکه حتی با عشق و تفاهم کامل ازدواج می کنن اما بازم بعد یه مدتی این احساس دوست داشتن کم می شه. طوری که دیگه خیلی چیزا براتون بی اهمیت می شه و اون حس فداکاری که نسبت به هم داشتین کم کم از بین می ره! طوری که همیشه به خودتون اولویت اول می دین. یا به تعریف خیلی ساده تر همه چی عادی عادی و گاهی هم خیلی خسته کننده می شه. گیر دادن های دو طرف از همین جا شروع می شه و زمینه های جنگ های قبیله ای ( منظور بین خانواده در دفاع از خودشون)  شروع میشه! مثلا این داماد بیچاره به دماغ مادر زن گرامی گیر می ده که شبیه به قایق موتوری که با کشتی تصادف کرده می مونه! به مامانت بگو بره عمل کنه! یه موقع دیدی موقع که می خواد منو ببوسه بزنه کورم کنه! عروس گرامی به تمام واحد های فامیلی در سراسر دنیا مخابره می کنه,صبح نشده می یبینی کاماندو های ویژه (معمولا برادر ها ) از زمین و آسمان می ریزن تو خونه که داماد محترم که به چه جراتی این حرف و زده! همیشه هم داماد می زنه زیرش!

یا عروس! نمی دونم چه گیری تا یه بچه تو فامیل شوهره به دنیا میاد سری اظهار نظر می کنه اه چه زشت بود. مامانش فکر کنم غذا سوخته خورده بود که بچش شده شب تار جان من نگاش کن! عین عقب مونده هاس! هنوز هیچی نشده دستش می کنه تو دماغش بعد می کنه تو دهنش! کلا خوانواده شما این جورین! یا گیر می ده به شوهره که مثلا تو داری بیل می زنی یا غذا می خوری؟یا سر این که از بطری با دهن آب خورده یه جنگ راه میندازه (من خودم یواشکی ار پارچ با دهن می خورم! کی حال لیوان داره)  و از این جور گیر ها استفاده می کنن تا هم دیگه رو بکوبن. وقتی هم که اوضاع دیگه خطرناک شد کار به قهرو قهر کشی میرسه بزرگای فامیل میان جلو که آشتی بدهندو این حرفا! و به جای زندگی کارشون می شه حال گیری. چون از هم دیگه خسته شدن!

خب این که با عشق شروع شد! پس چرا بعد از یه مدتی هم چین شد؟ کسی نمی دونه؟

خیلی از شما ها فکر می کنید چون دیگه مثلا عاشق هم شدین دیگه همه چی حل شده! اما این فکر یه اشتباه بزرگه!

ببینید عشق یه احساسی که 2 تا قطب داره! مثبت و منفی و بسگتی داره که شما چه جوری این دو قطب رو کنترل کنید! یا مثال ساده تر. عشق مثل یه گل سرخ می مونه که باید همیشه تحت مراقبت باشه! اگه به این گل برسی و مرتب بهش آب و کود بدی همیشه سر حال و خوش بو می مونه و هر روز رشد می کنه و غنچه می ده! اما اگه بهش نرسی پژمرده می شه, بوی گند می گیره, و شروع می کنه به مردن. هر چه بی ملاحظه تر باشید این گل بیشتر آسیب می بینه و درست کردن این گل مثل اول سخت رو سختر می شه! چون آسیب دیده. مراقبت از این گل خیلی سخته! حتما از خودتون می پرسید که چه طوری باید از این گل مراقبت کرد؟ شما  فقط خودتون می تونید به خودتون کمک کنید! چون شما باید طبق شناختی که از کسی که دوستش دارین عمل کنین! اما خوب بعضی از این مسایل تو همه یک سان هستن که من چند نمونش رو می گم! همیشه کار های خیلی خیلی ساده و کوچیک اثر های خیلی بزرگی می زارن! که همه این ها به این بستگی داره که شما چه قدر از جنس مخالف خودتون و ویژه گی های منحصر به فرد دختر و پسر خبر دارین!

جان گری یک روانشناس و نویسنده تو کتاب مردان مریخی,زنان ونوسی به دو موضوع مهم اشاره کرده!

زنها وقتی دارن با مرد مورد علاقه شون صحبت می کنن فقط دلشون می خواد یه شنونده خوب داشته باشن تا یه مردی که ادای یه آدم غیرتی رو در بیاره یا سری امرو نهی کنه و ناراحت بشه! به مثالش خوب دقت کنید بعد خودتون قضاوت کنید!

فرض کنید که دوست دختر شما یا زن شما از محل کار خسته اومد خونه یا اومده سر قرار پیش شما!

شروع گفتگو:

دختر: وای خیلی خسته ام! خیلی سرم شلوغه! حتی وقت ندارم یه خودم برسم! این رییس منم فکر کرده من 4 تا دست دارم! کاره 4 نفره با هم داده به من می خواد همه رو تا وقت اداری انجام بدم.

پسر: رییستون بیجا کرده! اصلا نمی خواد دیگه سر کار بری! بهتره استعفا بدی

دختر: ولی من کارمو دوست دارم! اونها انتظارشون از من زیاده می خوان تو یه چشم به هم زدن همه چی رو انجام بدم!

پسر: به حرفشون گوش نده! هر چه قدر که لازمه کار انجام بده

دختر: امروز یه پسره تو خیابون گیر داده بود می خواست دوست بشه! خیلی سمج بود! ولی حالشو گرفتم

پسر: اوه! مزاحم داشتی؟ از فردا با خودم میایی! با خودم میری.

بعد از یه خورده صحبت دختر با عصبانیت می گه تو نمی تونی فقط گوش کنی؟؟؟ منو باش دارم به کی می گم! بعد با ناراحتی پا می شه می ره.

حالا شروع گفتگو رو از یه حالت دیگه میبینیم

شروع گفتگو:

دختر: وای خیلی خسته ام! خیلی سرم شلوغه! حتی وقت ندارم یه خودم برسم!

پسر:به نظر میاد روز خسته کننده ای داشتی

دختر: این رییس منم فکر کرده من 4 تا دست دارم! کاره 4 نفره با هم داده به من می خواد همه رو تا وقت اداری انجام بدم.

پسر: خب آدم با استعدادی هستی و به کارتم واردی! برای همین مورد توجه هستی و ازت انتظار دارن! اما بهتره یه مرخصی کوچیک به خودت بدی

دختر: آره خیلی در گیر کار شدم. وای راستی امروز یه پسره به من گیر داده بود می خواست دوست بشه. خیلی سمج بود! ولی حالشو گرفتم(اینجا دخترو پسر با هم می خندن و دختر شروع می کنه از قیافه پسره که به حیوانات وحشی نسبت داده تعریف می کنه)

پسر: خیلی باحال بود! می دونم از پس این مزاحم ها بر میایی اما اگه فکر می کنی لازمه من باهات هر روز بیام

دختر: اینجا دیگه دختره احساستش می ترکه می پره بغل پسره و یه ماچش هم میکنه و چشماشو می بنده و یه آه از روی اینکه خستگیش در رفته تو بغل پسره می کشه و می گه چقدر بهش آرامش می دی که باهات حرف می زنه

به نظر شما این آرامشی که شما بهش دادین تا کی یادش می مونه؟

 

حالا میریم سراغ پسرها

فرض کنید شما با دوست پسر یا شوهرتون به یه مهمونی دعوت شدین.موقعی که دارید میرید مهمونی شوهر یا دوست پسر شما راه گم می کنه! شما بعد از یه مدتی می بینید نمی تونه راه و پیدا کنید بهش جهت درست رو می گید و یا بهش می گید که راه رو از یه عابر بپرسه. خب شما با این کارتون بهش توهین کردید. موقعی هم که به مهمونی می رسید می بینید که یه خورده ناراحته,زیاد پیش شما نمی مونه, یا با دیگران گرم گرفته!

حالا یه جور دیگه ما جرا رو می بینیم.

سوار ماشینش شدین و راه گم کردین! شما به جای پیشنهاد ساکت می شینین و اظهار نظر نمی کنید. بعد از یه خورده دور زدن بالاخره راه رو پیدا می کنه! یه ها بلند می گه یه خورده می خنده, شروع می کنه با شما حرف زدن که چطور راه پیدا کرده! تو مهمونی هم سفت می چسبه بغل شما و از جاش تکون نمی خوره و به هر دوتون خوش می گذره

می بینید؟ شما با ندادن پیشنهاد بهش احترام گذاشتیین! و اون داره قدر دانی می کنه. در صورتی که اگه پیشنهاد می دادین در واقع زیر سئوال می بریدش. مردها موقعی که واقعا خودشون بخوان درخواست کمک می کنن

 
کارهای کوچیک خیلی زیادی وجود داره که می تونه روابط شما رو تقویت یا نابود کنه! فقط باید توجه کنید و درست رفتار کنید.
+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه دهم آبان 1384 و ساعت 13:46 |
هیچوقت نخواهم دیدت...ای زیباترینم...کاش میتونستم تورا لمس کنم زمانی که به تو محتاجم....

                               نگاه سارا دیگه عاشق نیست...

 

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه نهم آبان 1384 و ساعت 22:15 |
 وقتی اسمتو گذاشتم عشق در نگاه سارا بهت اعتقاد داشتم ...اما اوون سارایی که من اسمشو روتو گذاشتم این سارا یی نبود که الان میبینم...وبلاگه من... من تو رو سارا نام گذاشتم و هیچوقت هم اسمتو عوض نمیکنم  چون معتقدم روزی سارای من از اوونجایی که نمیدونم کجاست میاد...سارای من همون سارا و عشقیه که در انتهای راه بهش میرسم...سارا دوست دارم...با تمام صدایم فریاد میزنمت....

 

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه نهم آبان 1384 و ساعت 22:10 |

192K

 

64K

 01 - Gharibe     

 

01.Gharibe  

02 - Gheseye Del   

 

02. Gheseye Del 

03 - Sahele Tanhayi

 

03. Sahele Tanhayi 

04 - Bebar Bar Man 

 

04.Bebar bar Man 

05 - Be Man Nakhand

 

05. Be Man Nakhand 

06 - Khatereha    

 

06.khatereha  

07 - Cheshaye Ashegh

 

07.Cheshaye Ashegh 

08 - Gole Yakh   ( Read Out Mix ) 

 

08.Gole Yakh  ( Read Out Mix )

09 - Zalem   ( Remix )  

 

09.zalem (Remix)

10 - Entezar  ( Remix ) 

 

10.Entezar (Remix)

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه نهم آبان 1384 و ساعت 18:42 |

                         او رفتو شب شد.....            اورفتو شب شد.....

               از رفتنش گویی جانم به لب شد.....از رفتنش گویی جانم به در شد....

                      من مانده از آشیان جدا ...بی عشق تو باغم ای خدا.....

                                     از تو نشانی نکرده پیدا فتادم از جای...

                      من مانده رسوای عالمی....بی مونسو یارو هم دمی...

                               این عشقه شیرین چه شد که اینک فتاد از جای..

سارا بد جوری خرابم کردی...ناجور کمرمو شکستی

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه نهم آبان 1384 و ساعت 18:13 |
  یه نیمکته تنها...

یه شعله خاموش...

یه لحظه یک رویا ...

منو تو در آغوش....

یه یادگار از عشق....

رو تنه درخته خوشک...

                   ***********************

بگو منو دوست داری بگو...

بگو منو کم داری بگو...

بگو منو دوست داری بگو...

بگو کمی غم داری بگو...

بگو توهم بی قراری...

یه لحظه آروم نداری...

مثه یه ابره بهاری ....

بگو منو دوست داری بگو ...

بگو منو کم داری بگو....

بگو که نامه هامو خوندی ...

بگو برام دل سوزوندی....

بگو تو هم دلت تنگ شده ...

همون دلی که میگن از سنگ شده...

بگو دیگه طاغت نداری ...

اشک روی چشمام بیاری...

   با کمی دست کاری....                 *********

 

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه نهم آبان 1384 و ساعت 17:59 |
 
آيا پسرها بيشتر از دخترها ميفهمند؟

همه مي دونيم كه دخترها از پسرها زودتر بالغ ميشوند.اين بلوغ تنها فيزيكي نيست بلكه عقلي هم هست.يعني اينكه وقتي يه پسر و دختر 10 ساله رو بغل هم ميزاري عملاً ميفهمي كه دختر خيلي بهتر از پسر مسائل رو درك ميكنه.اين ماجرا ادامه داره تا بعد از مدتي كه سير نزولي به خودش ميگيره.يعني جاي دختر و پسر در سنين 17 – 18 سال عوض ميشه و از اونجا به بعد همينطور فاصله بين اين 2 تا زياد ميشه.دليلش واقعاً چيه؟ چرا بايد اينجور باشه؟ اگر دقت كنين ميبينين كه اين مورد دقيقاً از زماني شروع ميشه كه مادر تصميم ميگيره دخترش رو از بقيه جدا كنه! ارتباطاتش رو كم كنه.دختر بينوا تا پريروز راحت بازي ميكرده و با دوستاش تو سر و مغز هم ميزدند ولي الان ديگه مامانه احساس خطر ميكنه! مادر از جانب پسرهايي كه هنوز حتي به سن بلوغ هم نرسيدند احساس خطر ميكنه! در نتيجه دختر بايد بتمرگه تو خونه و آموزش خانه داري ببينه! مادر كل ارتباطاتش رو قطع ميكنه و شروع ميكنه از عقايد دري وري تو گوش دختر خوندن تا ياد بگيره چطور خويشتندار باشه و خودكشي روحي بكنه! اما با پسر خونه كاري نداره، بلكه واسه پسر خوبه كه شيطوني كنه! نشونه سلامتيشه! پسره تو اجتماع ول ميگرده و آزاده. هر غلطي هم كه بكنه اشكال نداره چون پسره! از طرف ديگه پسرها هم يهويي همبازيهاي جنس مخالفشون رو از دست ميدن! اونهايي كه تا ديروز از سر كول هم بالا ميرفتن الان شدن 2 دسته كه يكيش كاملاً پارچه پيچ شده و كنترل ميشه تا مبادا از ارزش بيوفته! نتيجه اين ميشه كه سن بلوغ پسرها هم پايين مياد.شما توي كوچه ها عملاً ميبينين كه يه بچه 12 ساله داره فحشهاي جنسي ميده و به دخترها متلك مي اندازه و نيشش هم بازه! ولي به هر حال چون پسره، مجازه كه همه جا رو به آتيش بكشه! اون بايد تجربه كسب كنه.بايد ارتباط داشته باشه.اون دوستاش رو خودش انتخاب ميكنه در عوض دوستاي دختر بايد از سي تا فيلتر رد بشن! مادر فكر ميكنه ممكنه دخترش فاسد بشه! براي همين نبايد با هركسي دوست بشه! بايد با يه دختر ساده و بدبخت ديگه مثل دختر خودش دوست بشه تا مبادا چشم و گوشش باز بشه! در نتيجه دختر با دوستانش هم نميتونه تبادل اطلاعاتي داشته باشه چون اون هم يه گيجيه مثل خودش! پسر با دوستاش ميره اينور و اونور، توچال، لواسون، پارك چيتگر، جاده چالوس ولي دختر بايد مسير مدرسه تا خونه رو هر روز تشريح كنه! پسر ميره، ميگرده، حرف ميزنه ، تجربه ميگيره اما تمام اينها واسه دختر زشته! گردش يعني ولگردي، حرف زدن يعني چشم دريدگي! يعني از يه حدي بيشتر خفه شو و تو كار ديگران دخالت نكن! تجربه يعني چشم و گوش باز شدن! اطلاعات يعني بفهمي اي بابا دارن ميكشنت! پسر اطلاعات رو از جهان خارج ميگيره در عوض دختر نحوه پخت قرمه سبزي رو از جهان داخل ياد ميگيره! پسر بايد ورزش كنه ولي دختر رو بايد تو هفت تا سوراخ قايم كرد.پسر بالغ ميشه ، احساس بزرگ شدن ميكنه و ابراز وجود ميكنه.تو بحثها شركت ميكنه و نظر ميده ولي دختر بيچاره از زمان بلوغ ديگه اصلاً اطلاعاتي بهش
نرسيده. هرچي هم بلده اينقدر سانسور شده كه اصلاً كامل نيست. از طرفي اينقدر كشتار روحي شده كه كاملاً اعتماد بنفسش رو از دست داده. حرفاش توي خونه با صداي راديوي آشپزخونه يه معني ميده! هيچ وقت بهش اجازه ابراز ندادن چون بايد طبق صلاحديد بقيه زندگي كنه! اينقدر ساكت شده كه تا بخواد يك كلمه حرف بزنه آنچنان نگاهها روش سنگيني ميكنه كه اصلاً يا از خيرش ميگذره يا آخرش ميگه باشه هرچي شما بگين!
.....ديروز بعد از مدتها با يكي از دوستام تلفني حرف زدم.ازدواج كرده بود.وقتي از زنش پرسيدم گفت يه دختر پاك و معصوم! تو كوچه ولش كني گم ميشه! اگه يه جا من نباشم ممكنه از بغض گريه كنه!! فقط بهش گفتم خاااااااااك بر سرت كه افتخارت اينه! مرتيكه نفم زن نمي خواسته بلكه يه گاو واسه دوشيدن ميخواسته.يوغ بندازه گردنش كه ازش كار بكشه.جلوش غذا بندازه و هر غلطي كرد خيالش راحت كه مهم نيست.لازم شد 2 تا هم تو سرش بزنه تا فرمانبرداري كنه. بايد عين يه احمق زندگي كنه تا بهش بگن پاك و نجيب! واقعاً اين چه رسوميه كه راه انداختين؟ تا كي ميخواين خودتون رو مسخره ديگران بكنين؟ ارتباطات رو قطع ميكنين تا از انحراف جلوگيري كنين؟اسمش رو هم ميزارين ارزش!! مگر پسر تو همون خونواده بزرگ نشده؟ چرا اون منحرف نميشه؟ يا اگه ميشه نكنه اشكال نداره؟ شما با اينكار ارزشها رو عوض كرديد.يه بابايي تو يه بحثي داشت از دوست دخترش ميگفت! باهاله، خوشگله، با كلاسه، نوار خاجي گوش ميده! خيلي ميفهمه،كتاب متن آهنگهاي john bon jovi رو ميخونه!! نزني تو سر خودت؟ اينها شده ارزش؟ البته حق داره! تو اين ويرانه آباد يه همچين فردي بايد يكم روشنتر باشه!زشت نيست بخدا؟ ما ارتباطات و اطلاعات رو ميبنديم و در عوض جفنگيات جايگزينش ميكنيم. مسلماً وقتي يه دختر نتونه بار ارزشي ذهني پيدا كنه، نتونه تجربه پيدا كنه، نميتونه روشن فكر كنه.وقتي اطلاعاتش به روز نيست نميتونه راه حل ارائه بده. البته اين تو ايران رسمه! بايد رسما َدختر رو خر نگه دارن تا بتونن ازش راحت استفاده كنن! اين فرهنگ ماست.در نتيجه، دختري كه بار علمي پيدا نميكنه ارزش براش ميشه صندل روباز! پرايد هاچ بك دوست پسرش!!كه تازه اونهم مال باباشه! شلوار بهترين مارك، دوخت تركيه!!مسلماً وقتي دختر اينقدر ضعيف ذهني بشه عملاً ديدش عوض ميشه و مثلاً از ورزش يه ميدان نمايش مي سازه! كوهپيماهاي دختري كه با آخرين مدل لباس و آرايش ارتفاعات دركه رو طي ميكنن! فكرم ميكنن خيلي باكلاسن! تو دكه سيد دارآباد قليون ميكشند يا پشت تخته سنگهاي دربند آبجوي هلندي ميخورن! وقتي دريچه هاي ارتباطي رو با ابزار اخلاق ميبنديين همين ميشه نتيجه اش. دريچه هاي اطلاعاتي رو باز كنين.دختر مجازه هرجور دوست داره زندگي كنه.دختر بايد روشهاي زندگي رو بشناسه و خودش يكيش رو انتخاب كنه .نبايد بهش روش زندگي تزريق كرد .اگر هم اشتباه كنه دليلش تنها و تنها ضعف تربيتي خانواده اونه و نه چيز ديگر

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه نهم آبان 1384 و ساعت 8:22 |
حجاب خوب ، حجاب بد
 
 
از ۲۷ سال پیش مسئله‌ی حجاب و بدحجابی به یکی از معضلات اجتماعی بدل شده است. گرچه برای رعیات نکردن پوشش شرعی مجازاتهایی پیش بینی شده، تعریف ویژگیهای این پوشش هنوز نامشخص است.

حجاب خوب کدام است و حجاب بد کدام؟ این پرسشی است که از ۲۷ سال پیش مطرح شده و هنوز هیچ‌کس پاسخ روشنی برای آن ندارد. اوایل انقلاب که تعدادی از زنان برای آزادی پوشش جلوی نخست‌وزیری تظاهرات می‌کردند عده‌ای با شعار یا روسری یا توسری ظاهرا پوشیاندن موها و بعدا به تن کردن مانتو را حجاب می‌دانستند اما مسئولان هرجا توانسته‌اند نشان داده‌اند که چادر و مقعنه را به عنوان حجاب خوب ترجیح می‌دهند. تا همین اواخر پوشیدن چادر در دانشگاههای آزاد الزامی بود، در مدارس حتا پوشیدن جوراب سفید منع می‌شد و رنگهای مجاز برای مانتو به چند رنگ محدود بود. بر کسی نیز پوشیده نیست که چادری بودن اگر علنا و صریحا شرط استخدام در ادارات دولتی نیست، شانس متقاضی را بیشتر می‌کند. پوشش زنان از آنجا رنگ یک معضل اجتماعی به خود گرفت که از طرفی مسئولان بر سر تعریف حجاب خوب و بد با هم به توافق نمی‌رسند و از سوی دیگر حجاب خوب خیلی وقتها در عمل غیر قابل استفاده است. پوشیدن چادر و مقنعه در گرمای ۴۵ درجه همانقدر دشوار و بعضا ناممکن است که برای انجام بعضی شغل‌ها دست و پاگیر.

تناقض در مسائل مربوط به حجاب هر روز در مثالهای بیشماری قابل مشاهده است؛ در سریالهای تلویزیونی گاهی زنان در خانه و حتا موقع خواب نیز روسری از سر بر نمی‌دارند اما در سریالهای خارجی زنان بدون روسری نمایش داده می‌شوند. در همین حال ضمن این که پوشش اسلامی را برای زنان فیلمها نمی‌توان اجباری کرد و آن را با این توجیه که نامسلمانند می‌پذیرند زنان خارجی که به عنوان توریست به ایران می‌آیند ملزم به پوشیدن روسری هستند! طی ۲۷ سال گذشته گاهی و در بعضی از مکان‌های عمومی، مانند سینما و تاتر زنان و مردان را از هم جدا می‌کنند اما زمانی دیگر در مکانهای مشابهی مانع کنار هم نشستن آنها نمی‌شوند. اجبارهایی، مانند جدا کردن زن و شوهری که با هم به سینما رفته‌اند یا سوار مترو و اتوبوس می‌شوند گاهی وضعیتی پردردسر و بعضا مضحک به وجود می‌آورد.

کارشناسان آسیب‌های اجتماعی یکی از پیامدهای اجبارهای غیرعملی را رواج اخلاق دوگانه، ریاکاری و تظاهر در جامعه می‌دانند و معتقدند نامشخص بودن مرز بایدها و نبایدها مردم را واداشته که خود را همواره در مرز ممنوعیت‌ها احساس کنند تا در صورت امکان پا را از آن فراتر نهند. در این میان زنان و دختران نیز که برخلاف دیگر جوامع اسلامی، هر روز نقش بیشتری در زندگی اجتماعی برعهده‌می‌گیرند، مسئله‌ی حجاب را به امکانی برای رویارویی با تبعیض و اعتراض بدل کرده است.

در کمتر جامعه‌ای پوشش و آراستن ظاهر، به اندازه‌ی ایران اسلامی، مشغله‌ی زنان و دختران و اخیرا حتا پسران است. از لاکهای ناخن با شکلهای مختلف و رنگهای غریب گرفته تا جورابهای لنگه به لنگه، از تصویر گیس بافته روی روسری تا فکل‌های رنگی، از مانتوهای چسبان با زیپهای کج یا چاکهای فراوان تا شلوارهایی که به تناسب موقعیت کوتاه و بلند می‌شوند... اینها همه تلاشهایی است که هر انگیزه‌ای داشته باشد حتما یک نتیجه مشخص نیز خواهد داشت: دشوار کردن تعریف حجاب خوب و حجاب بد.

بحث بدحجابی و تلاش برای ارائه‌ی الگوی حجاب خوب یکی از مشغله‌های برخی از نمایندگان مجلس هفتم است. [بنا به نوشته‌ی روزنامه‌ی اعتماد، ۱۷ مهرماه ۸۴، و به نقل از خبرگزاری ایلنا] عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، مرتضی فضل علی می‌گوید: بدحجابی موجب مزاحمت برای خانواده‌ها و ناقض امنیت اجتماعی است زیرا حضور زنان و دختران نیمه‌عریان در سطح جامعه نظم اجتماعی و فرهنگی را به‌هم می‌زند. این نماینده شیوع بدحجابی را حرکتی اعتراضی یا سازمان‌دهی شده برای مقابله با نظام می‌داند.

اما این زنان و دختران نیمه عریان باید چگونه پوشیده باشند و چه پوششی را باید به عنوان حجاب خوب تبلیغ یا اجبار کرد تا، بدحجابی وسیله‌ی اعتراض به نظام نشود؟ ظاهرا مسئولان نیز متوجه شده‌اند که اجبار چادر و مقنعه به عنوان حجاب خوب ممکن نیست. و به همین دلیل از سال گذشته بحثی در مجلس و بسیاری دیگر از نهادهای حکومت پیرامون طراحی لباس ملی ایرانیان آغاز شده است. پس از اشاره‌ی رهبر جمهوری اسلامی، در تیرماه سال گذشته، درمورد ضرورت جلوگیری از نابسامانیهای فرهنگی و ساماندهی پوشش شهروندان [برای ايجاد تنوع در لباس نبايد از مدلهای غربی تقليد کرد بلکه می‌توان با ارائه الگوهای بومی و ايرانی و طراحی" لباس ملی ايرانيان" اين نياز را تامين کرد.] ابتدا گروه مشاوران جوان شهردار، محمود احمدی‌نژاد، خبر تدارک برگزاری جشنواره‌ی طراحی لبای ملی را اعلام کردند و سپس مرکز پژوهشهای مجلس نیز زمینه‌ی ارائه‌ی طرحی برای ساماندهی مد و لباس را آغاز کرد. این طرحها که به وسیله‌ی چند نهاد دیگر نیز پیگیری شد هنوز به نتیجه‌ی مشخصی نرسیده است.

در تبصره‌ی ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی برای زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند مجازاتهایی پیش‌بینی شده اما تعریف دقیق پوشش شرعی هنوز روشن نیست. دادستان کل کشور برخورد با بدحجابی را وظیفه‌ی پلیس و نیروی انتظامی می‌داند و نیروی انتظامی منتظر تصویب طرح مجلس است تا الگویی برای تشخیص حجاب بد و خوب مشخص شود.

گرچه پوشش مسئله‌ی هر روز مردم است موضوع حجاب و بدحجابی هر از گاهی و به مناسبتی موضوع روز می‌شود و بحثهای داغی به همراه می‌آورد که با گذشت زمان دوباره فراموش شود. تانستان و فصل گرما همواره بازار بحث بدحجابی را داغتر می‌کند. آغاز سال تحصیلی نیز از ایامی است که به مناسبت آن این موضوع دوباره مطرح می‌شود. به گزارش خبرگزاری مهر، امسال با گشایش دانشگاهها معاونت فرهنگی دانشگاههای آزاد اسلامی واحد تهران در بخشنامه‌ای هشدار داد که نسبت به امر بد حجابی و عدم پوشش مناسب برخورد خواهد کرد.? با روی کار آمدن دولت جدید بحث حجاب و بد حجابی نیز دوباره مطرح شد اما بحثهای مربوط به تشکیل کابینه و به ویژه مسئله‌ی مذاکرات هسته‌ای این موضوع را هعمچون بسیاری موضوعهای دیگر به حاشیه راند تا تعریف حجاب خوب و بد همچنان ناروشن بماند. آنچه در این سالها تقریبا برای همه روشن شده این نکته است که به گفته‌ی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، مرتضی فیض‌علی، کارهای مقطعی همیشه با شکست مواجه می‌شود. و برخوردهایی که در این ۲۷ سال با مسئله‌ی حجاب صورت گرفته اغلب تدابیر و تصمیمهایی مقطعی بوده‌اند.
+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه هشتم آبان 1384 و ساعت 10:10 |
 

خوب رسیدیم به اینجایی که تقریبا فرق عشق و شیفتگی رو فهمیدیم! خوب پس عشق با احترام شروع می شه و کم کم رشد می گنه واین حس سازنده هست. خب حالا من یه سوال از شما دارم! شماها خیلی هاتون تو فامیل , دوست و آشنا کس هایی رو دیدین که لیلی و مجنون وارنه هم دیگه رو دوست دارن. یه دوره نامزدی فوق العاده داشتند. اما وقتی ازدواج می کنن دیگه از اون شورو شوق سابق خبری نیست و دعوا های سهمگین شروع  میشه و کار از عشق و عاشقی به طلاق و طلاق کشی می رسه! شما علت رو می دونید؟

خب یه تحلیل ساده رو شروع می کنیم. یه خورده میام عقب تر. زمانی که شما اون کسی رو که نیمه گم شده خوتون میدونید رو پیدا کرید. خب این احترام شروع می شه تا این حس عشق رشد می کنه. شما از کسی که می خوایین وسه ازدواج  یا دوستی انتخاب کنین یه معیار خاص تو ذهنتون دارید. مثلا خوشگل باشه,مهربون باشه,آدم رو درک کنه,قدش بلند باشه,درس خونده باشه و.... خب یه همچین آدمی سر راه شما میاد. و می بینید که یه درصدی که از معیار های شما رو داره. و اون حس دوست داشتن هم به وجود اومده. اما خب تا این جا که خوب بود! پس مشکل کجاست؟ مشکل اینجاست که شما از اون معیار تو ذهنتون یه بت درست کردین و اون فرد رو اون جوری که هست قبولش نمی کنید. بلکه اون جوری که شما دوست دارید نگاش می کنید! خب وسه همین تمام کارهایی آزار دهنده اون فرد رو تحمل می کنید وبه روی خودتون نمیارین. در نتتجه شما یه احساس عشق و دوست داشتن همراه با اعصاب خوردی و خود خوری دارین. اما چون دوستش دارین دم نمی زنین. اما وقتی که دوره نامزدی تموم می شه اون وقته که زندگی تلخ می شه. دیگه از این به بعد همیشه با هم هستین و واقعا نمیشه دیگه تحمل کرد.دعوا شروع میشه و اولین حرف که می شنوی اینه! تو که می دونستی من اینجوریم پس چرا قبول کردی؟ و در تهایت تاسف به خاطر عدم تفاهم ار هم جدا می شن. چیزی که یه روزگاری باهاش پز میدادن و به همه می گفتن که ما خوشبختیم! ما با هم تفاهم داریم! خب حالا پس باید چیکار کرد؟

بعضی از دختر پسرها همه چی رو خیلی ساده می بینن! اصلا شوت شوتن. فکر می کنن ازدواج یعنی این که 2 نفر دست همو بگیرن تو پارک با هم قدم بزنن! با هم چیپس بخورن,جوک بگن بعد هر هر بزنن زیر خنده یا به هم زل بزنن بعد به هم بگن دوست دارم هم دیگه رو بغل کنن و شروع کنن به بوسیدن هم! یا ساندویچ دهنی هم رو بخورن و یوشکی تو رستوران دست همو بگیرن! از یه لیوان نوشابه بخورن بعد هم تا بیبینن اوضاع اوکی هست سرس لبای هم رو محکم می بوسن و بعد با شیطنت می خندن. موقعی هم میان تو خیابون زنگهای یه ردیف کوچه رو می زنن و یا علی مدد در می رن. تو خونه هم بعد یه سکس عالی بغل هم می خوابم! این زندگی هم دوام نمیاره! درسته که همه اینها لازم و فوق العاده مهم هست اما تا چه مدت می شه این جوری زندگی کرد؟ دختر تو خونه مامانش دست به سیاه سفید نزده! اصلا زورش میاد غذا درست کنه! پسره هم که همش زیر نظر خانواده بزگ شده اصلا بلد نیست کار کنه! بی حوصه میشه همش سر کار رو می پیچونه یا همش دم به ساعت زنگ زنه به زنش! ساعت ها قربون صدقه هم میرن. بعد از یه مدتی هم کم میارن به غلط  کردن میوفتن که بابا زن چیه! مجردی عشق حاله! زنه میگه بابا شوهر چیه! همش داره مخوره! مگه سیر میشه! همش بشور بساب! بعد هم که کم کم غرغر شروع میشه و ....

بعضی هم که دیگه شورش رو درآاوردن. تو خانواده مثلا های کلاس بزرگ شدن.سوسول سوسول! وای زندگی با اینها مصیبته! انگار داری نمایشهای قرن 18 میلادی رو می بینی.رسمی رسمی! اصلا تمایل به هیچ کاری ندارن.. دست گرفتن رو جلف بازی می دونن. نه تمایل به رفتارهای زناشویی نه کارهای دیگه. بیشتر تو کار موفق هستن تا تو زندگی و معمولا یک نفر ازاین نوع زندگی ناراضی هست. یه بار تو روزنامه ماجرای یه طلاق رو خوندم. دو تا زن و شوهر که زندگی خیلی زندگی رسمی داشتن اومده بودن برای طلاق.خیلی هم با هم خوب بودن عین 2تا دوست اما با حالت رسمی. توجیح هاتی برای طلاق اورده بودن به وضوح این مطلب رو نشون می داد که این 2 نفر هم دیگه به طور کامل درک می کنن. به نظر من که کاملا با هم تفاهم داشتن. اما یه جور خود خواهی باعث شده بود به جای حل مشکل ویا گذشت و کوتاه اومدن فرار از مشکل رو انتخاب کنن. چون خیلی مغرور هستن. 

من یه سوال دارم؟

هدف شما از عاشق شدن چیه؟ تا حالا به این وضوع فکر کردین؟ سوال سختیه نه؟ خب گیرم که عاشق هم شدین.بعدش؟ حالا بگیم بعدش هم ازدواج کرین؟ خب؟ مثلا میگین خب بعد با هم خوشبخت می شیم! خوب خوشبختی یعنی چی؟ بازم سوال سختی بود نه؟

عشق یه احساس سازنده هست. این احساس زمینه ساز پله بعدی شما هست. اما عشق زمینه ازدواج هست. تا اینجا وظیفه عشق این بود که 2 نفر رو به هم برسونه و برای رسیدن به هم به این نیروی قدرتمند احتیاج دارن و باعث به وجود اومدن حس تعهد در 2 طرف میشه که بعد آماده آزدواج میشن. حالا یه سوال خیلی مهم! ازدواج یعنی چی؟ این مرحله جدید کارش چیه؟

ازدواج یعنی یه قرارداد اجتماعی که مفاد این قرارداد تایین نشده هست . مواد این قرار داد رو 2 نفر طبق خواسته هاشون تایین می کنن. این قرارداد, همون چیزی که همتون فراموشش کردین و سرسری ازش گذشتین. اگه همه اونهایی که کارشون به طلاق کشیده,همه اونهایی که الان مثل سگ و گربه افتادن به جون هم,همه اون افرادی که عاشق هم بودن الان هم دیگه رو ترک کردن,اگه همون موقع هم دیگه رو همون جوری که هستن می دیدن با هم قرار داد می بستن که چی دوست دارن یا چی میخوان و هم دیگه اصلاح می کردن تا میشدن همون افراد ایده عال همین الان کنار هم نشسته بودن و حسرت نمی خوردن. و از زندگیشون لذت می بردن.

اگه همون موقع می گفتی که فلانی من از این حرکت بدم میاد, نمی خوام ایجوری باشی, فلانی بیا کمک کنیم سطح فرهنگمون بره بالا تر که مورد قبول خانواده باشه, یا فلانی این افرادی که باهاشون دوست هستی مورد تایید من نیست بزار کنار, یا خیلی از چیزی هایی کوچیک دیگه که به نظر بی اهمیت میاد رو با هم مطرح می کردین الان هم دیگه رو تا حد مرگ دوست داشتین. منظور من محدود کردن نیست.پس اگه رابطه تون تو مسیر غلت هست همین حالا قبل اینکه همه چی رو از دست بدین این رابطه رو درست و ترمیم کنید که حسرت به دل نمونید.

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه هشتم آبان 1384 و ساعت 10:5 |

اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توی مملکتهای مختلف چی به سر اين سه نفر مياد؟

 

توی ژاپن: جوان اولی از عشق جوان دومی نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشی می کنه! جوان دومی هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشی می کنه! بعدش برای دختر ژاپنی هم چاره ای جز خودکشی نيست!

 

توی اسپانيا: مرد اولی توی دوئل ، مرد دومی رو از پای در مياره و با زن محبوبش به آمريکای جنوبی فرار می کنن!

 

توی انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردی حل قضيه رو به يه شرط بندی توی مسابقه ء اسب سواری موکول می کنن! اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه!

 

توی فرانسه: خيلی کم کار به جاهای باريک می کشه! دو تا مرد با همديگه توافق می کنن که خانم مدتی مال اولی و مدتی مال دومی باشه!

 

توی استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره می کنن! اين مشاجره اونقدر طول می کشه تا يکی از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضی بميره! اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش می رسه!

 

توی قفقاز: جوان اولی دختر محبوب رو بر می داره و فرار می کنه! دومی هم دختر رو از چنگ اولی می دزده و پا به فرار می ذاره! باز اولی همين کار رو می کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه!

 

توی نروژ: معشوقه ء دو مرد برای اينکه به جدال و دعوای اونها خاتمه بده خودشو از بالای ساختمون مرتفعی ميندازه پايين و غائله ختم ميشه!

 

توی آفريقا: قضيه خيلی ساده ست و جای اختلاف نيست! دو تا مرد ، زنی رو که می خوان عقد می کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم می گيرن!

 

توی مکزيک: کار به زد و خورد خونينی می کشه و يکی از طرفين کشته ميشه! ولی بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بی شوهر می مونه!

 

توی آمريکا: حل قضيه بستگی به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج می کنه!

 

توی ايران: فقط پول موضوع رو حل می کنه! پدر و مادر دختر می شينن با همديگه مشورت می کنن و خواستگاری که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب می کنن! عاشق شکست خورده اگه توی عشقش جدی باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگی می گيره و ...

    
+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه پنجم آبان 1384 و ساعت 15:9 |
 

و اما عشق....

اول یه سئوال. خیلی از شماها حداقل برای یک بار هم شده یه حسی داشتین که اسمش رو گذاشتین عشق! تا الان به این موضوع فکر کردین که اصلا عشق چیه؟ و چرا دچار این احساس های خاص میشین که خیلی چیزا براتون مهم میشه و گاهی باعث پیشرفت شما می شه و گاهی هم خیلی خطرناک میشه؟ من یه تعریف خیلی ساده  برای عشق دارم! به نظر من عشق یعنی نهایت دوست داشتن. اما خوب مشکل اینجاست که خیلی از ما ها وقتی با یه جنس مخالف می گردیم قلبمون شروع می کنه به تند زدن طوری که می خواد از جاش در بیاد و خیلی سریع یه احساس وابستگی پیش میاد. تو این جور موقع ها شب و روزتون می ریزه به هم. جدی این واقیعته. دلت می خواد همش ببینیش! بی تاب می شی و....

 

اینجاست که فکر می کنی عاشق شدی! یه چند وقت می گذره تا اینکه این عشق آتشین در یک آن از بین میره

چون یه دختر خوشگل و جیگر و نازو هلو و مامانی یا یه پسر قد بلند و شیک و خوشگل و پول دار دیدی که حال می ده ازش آویزون بشی و اون بدبخت بیچاره اولی  روکه  بد جوری هم دلشو شکستی رو ول می کنی.

واسه این که به خوبی به هم بزنی میایین یه مشت اراجیف و چرت و پرت به هم می بافین که آره مامانم راضی نیست یا به درد هم نمی خوریم... معذرت می خوام که این طوری شد. نمی خواستم اذیتت کنم...

مردم هیچ وقت نمی خوان کسی رو اذیت کنن. اما وقتی  که با کارهاشون آدمو زجر و آزار می دن , برای توجیح کاراشون اون زبونهای درازشون رو به کار می دازن و شروع می کنن آدم رو پدرانه نصیحت کردن و وقتی که روح آدم رو آزار می دن می گن معذرت می خوام نمی خواستم این جوری بشه و به سرعت از صحنه جنایت فرار می کنن! و فکر می کنن که همه چی تموم شده. اما خوب واقعا این احساس که قدرتمند شروع می شه و به سرعت سرد می شه اسمش عشق هست؟ جواب نه هست! این احساس اسمش شیفتگی هست. شما شیفته طرف شدین! به خاطر زیبایی, نوع حرف زدن,نوع برخورد در شما این احساس علاقمندی پیش میاد و به سرعت تقویت می شه و شما فکر می کنید که عاشق شدین. در صورتی که این جور احساسات نهایت دوامش 4 ماه یه خورده بیشتر یا کمتره  و بعد فرد دچار بی تفاوتی می شه  که این بی تفاوتی می تونه ورود فرد جدید یا خیلی چیزای دیگه باشه

 

خوب بریم سراغ بعضی از آدما که تعداد این افراد تو جامعه ما به سرعت داره رشد می کنه! یه دل و صد دلبر. بعضی از خانم ها و آقایون هم زمان (عاشق) چند نفر می شن! به همه اون چند نفر هم می گه دوست دارم عاشقتم! واسه همه این چند نفر هم محدودیت می زارن که باید قسم بخوری با هیچ دختر یا پسری نباشی و تحمل غیر این رو هم ندارن و به صورت خیلی احمقانه عین لاستیک ماشین وسه خودشون زاپاس درست می کنن! تا با اون تموم می کنه سری یکی دیگه ,خیلی جالبه! ازشون هم می پرسی می گن مثلا 4 تا تیریپ love   دارم! خب این جور آدما چند دسته هستن که یک سریهاشون مریض هستن و به خاطر مشکلاتی که براشون پیش اومده با قربانی کرن این افراد خودشونو خالی می کنن! با این دسته کاری نداریم. اما یه دسته از این جور آدما چون احساس زرنگی می کنن و فکر می کنن همه خر هستن و خودشون خیلی زرنگ هستن و هیچ کی هم نمی فهمه شروع به بازی دادن مردم می کنن! پسره می گه دختر ها احمق هستم و اصلا دختر ارزش اینو نداره که باهاش باشی!only sex, love! Sex, love!sex ,love!whos next??! اگه دوستم داشته باشه می مونه و گرنه هری! یه کی دیگه! خب اینم عشق نیست! این حوس هست! با این همه  به همه احساس دوست داشتن دارند.

وای اما دختر هایی تو این دسته آدما هستن فاجعه شدن(منظور من همه خانمها نیست. یه موقع اعلام جنگ ندین!). یه جوری فیلم بازی می کنن که انگار یه خانم با شخصیت و پاک هستن.

به این آهنگی تو وب لاگ گذاشتم خوب گوش کنین! در مورد این موضوع صدق می کنه.(در مورد پسرها هم تو قسمت های بعدی صحبت می کنیم)

خب این دسته از دختر ها خوب بلدن خرج شونو در بیارن و برای 3 چیز همه چی شونو می دن. Money,sex,love و بعد که حسابی سیر شدن نفر بعدی!شعارشون هم اینکه پسر اصلا ارزش اینو نداره که واسش وقت بذاری. خب شیوه های جالبی دارن برای تور کردن پسرهای بدبخت. مخصوصا پسر های پول دار. طرف رو عاشق خودشون می کنن. پسره خر احمق هم حسابی پول خرج می کنه. حتی پسر هایی رو دیدم که وسه دختر ه ماشین خریدن. خوب دختره هم هم زمان با چند نفر دوسته و از همه اونا می دوشه و با همشون تیریپ  love و برای اینکه یه طناب گردن پسره بذاره باهاش سکس میکنه! ما تو روان شناسی و سکس لوژی داریم که سکس باعث تقویت حس دوست داشن می شه که من بعدا در این مورد مفصل براتون می گم. خب پسره هم بخاطر همین امر حسابی وابسته دختره می شه

 

در صورتی دختره داره همش مزه مزه می کنه که یکی رو پیدا کنه! جالب اینجاست که بعد یه مدت از آدمایی که تورشون کرده خسته میشه می بینه اینا به درد زندگی نمی خورن! میاد سراغ همون پسر سر بزیر,درس خون,مودب که خودشون بهش می گفتن اوسکل, دهاتی,عقب مونده, رو وسه ازدواج انتخاب می کنن. بعد به پسره هم می گن چون من دخترم حرف پشت من زیاده باور نکن! بعد تشریف می برن دکتر و اقدام به پرده دوزی می کنن و می شن باکره! بعد می گن دیدی من دخترم اینا همش دروغ می گن!!!! بعد ازدواجم یه بار اون پسر بد بخت میاد خونه درو باز می کنه می بینه خانم با دوست پسر سابقش دارن سکس می کنن! سخته نه؟ حقیقت تلخه! شرایت جامعه باعث بروز همچین حوادثی می شه! اول از همه یه چیز جالب که دختر ها و پسر ها میان کلی دوست از جنس مخالف پیدا می کنن! یه اکیپ درست می کنن! خب این بد نیست باعث شناخت رو جنس مخالف میشه! اما این باعث می شه که رو اون فرد تاثیر منفی بذاره! موقعی که شما با چند نفر دوست هستین باعث درگیری ذهنی شما می شه و نا خود آگاه شما حس دوست داشتنتون رو بین دوستاتون پخش می کنین و تو اکثر موارد دچار یه وابستگی می شین! بدون اینکه خودتون بخوایین.این وابستگی باعث میشه که شما نتونید یکی رو به عنوان شریک احساسی انتخاب کنید و با این که می گن فقط دوستیم اما روی تک تک افراد یه حس حسادت پیدا می کنن! اگه این جور دوستی های تیمی کنترل نشه و رو اصول پیش نره فرد دچار ضربه های بدی در آینده می شه. خب گاهی تو این جور دوستی ها بین دو نفر یه علاقه ای پیش میاد! اما بخاطر این وابستگه جمعی نمی تونن احساستشون رو نشون بدن و بعد از یه مدتی هم بخاطر همین مشکل آسیب می بینن. خب تا اینجا که عشق نبود! پس عشق چیه؟

همه اینها غیر اون دختر پسر هایی که فکر می کنن زرنگن,زیر شاخه های عشق هستن! چون شما حس دوست داشتن دارید اما خب سریع این حس رو از دست میدید. معمولا توی عشق های پایدار احساس آنی مثل مثال های بالا پیش نمییاد. یه احساسی اول دارین که حالت احترام داره و شما کم کم روابط رو بیشتر می کنین و طی مرور زمان این احساس تقویت می شه! هیچ وقت این احساس عین یه بمب منفجر نمی شه. قبول ندارید؟ این حس باعث میشه که کم کم نسبت به هم شناخت پیدا کنن. بعد تو این روابط اتوماتیک شما همه رو بخاطر اون فرد می زارین کنار و دورو برتون رو خالی می کنید. نسبت به هم احساس تعهد دارین. اثرات روانی خیلی زیادی روی شما هم میزاره. مثلا بچه تنبل شروع می کنن درس خوندن که چیزی برای گفتن داشته باشن یا مثلا یهو کتاب خون میشن که کم نیارن. یه جور انرژی سازنده دارن. از لحاظ جنسی کمتر خود ارزایی می کنن و خیلی چیزای دیگه ...

اما تو بیشتر موارد اکثر دختر,پسرها بازم شکست می خورن. مخصوصا موقعی که به ازدواج می رسن.

+ نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه چهارم آبان 1384 و ساعت 11:20 |
~> Fale Hafteh <~
فروردين ماه : براي پيشبرد اهدافتان بدون ترديد به مشورت نياز داريد . به ويژه اين که يکي دو مشکل مالي کوچک در مسير شما وجود دارد که بزودي برطرف خواهد شد . پنجشنبه خبر خوشي از راه دور به شما ميرسد د

 ارديبهشت ماه : سعي کنيد به عقايد ديگران احترام بگذاريد هر کس حق دارد نظر خود را ابراز نمايد . شما بايد گذشت داشته باشيد . از نظر عاطفي هفته پرشوري در پيش داريد . چهارشنبه خوبي در راه است د

خرداد ماه : حساسيت بيش از حد شما راه رسيدن به هدفهايتان را برايتان دشوار ميکند . از توقعتان بکاهيد و با صبر و درايت مسائل را بررسي و حل کنيد . يک نامه بسيار مهم از راه دور به شما خواهد رسيدد

 تير ماه : ابرهاي تيره به زودي از آسمان زندگي شما بيرون خواهد رفت و دوباره زندگي بشما لبخند خواهد زد . هفته اي شاد و پر از موفقيت در انتظارتان است . احتمال دارد اواخر هفته به سفر کوتاهي برويد د

مرداد ماه : عشق و دلدادگي خوبست اما نه تا حدي که به شقل و آبروي شما لطمه بزند . بايد يک برنامه منظم براي خودتان ترتيب بدهيد تا مشکلات مالي و خانوادگي شما حل شود د

 شهريور ماه : گاه به گاه دچار نوعي سردرگمي ميشويد که به نفع شما نيست . خستگي علت اصلي بروز اين دشواري ها است . يک استراحت کوتاه کمک بزرگي به شما خواهد بود . سه شنبه شيريني در راه داريد د

مهر ماه : انجام کارهاي خود را به تعويق نيندازيد و در کارها تعلل نکنيد . بگذاريد ديگران هم از امکاناتي که در اختيار شما است بهره ببرند . ممکن است براي حل يک مشکل بزرگ خانوادگي به داوري شما نياز باشد . پنجشنبه خوبي در راه داريد د

 آبان ماه : در هفته آينده خبر خوشي خواهيد شنيد که موجب خوشحالي شما خواهد شد . ممکن است به سفري دور و دراز برويد . با احتياط در انجام کارهايتان عمل کنيد تا موفق شويد . يکشنبه آرام و دلپذيري خواهيد داشت د
آذر ماه : اين طور به نظر مي آيد که درگيريهاي چند روز اخير پيروزي با شما بوده است . براي بهره وري هر چه بيشتر از اين موفقيت برنامه هاي مالي و خانوادگي خود را تنظيم کنيد . جمعه دلنشيني در راه داريد د

 دي ماه : اگر احساس ميکنيد که بايد تغييري در زندگي تان بدهيد تامل نکنيد . فرصت خوبي است براي نشان دادن قابليت و استواري شما . سه شنبه اي آرام و خوب در راه داريد مواظب سلامت خود باشيد و به خانواده خود بيشتر توجه کنيد د

بهمن ماه : از اظهار نظرهاي خود هراسي نداشته باشيد و آنچه را که مي پنداريد درست است . بي پرده با دوست نزديکانتان در ميان بگذاريد او بشما کمک خواهد کرد . اواخر هفته به يک ميهماني بزرگ دعوت خواهيد شد د

 اسفند ماه : همه ميدانند که دنبال اين هستيد تا تغييراتي در زندگي خود ايجاد کنيد ولي بهتر است بيش از آغاز هر کار اطراف و جوانب آن را بدقت بررسي کنيد . يکشنبه اي خوشحال کننده در راه داريد .
+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه دوم آبان 1384 و ساعت 18:6 |
سارای من سلام...سارا جونم ازم خواستن از خاطره های مشترکمون توی وبلاگم بنویسم...براشون چی بگم؟از روز اول که باهم صحبت کردیم بگم یا برم قدیم تر از اوونوقتی که برای اولین بار بهت پی ام دادم؟اصلا می خوای یه کاری کنم ..از این آخرا شروع کنم ..از دعوای الکیمون...یا نه از بی محلیهات...اگر میخوای از این بنویسم که امروز دقیقا امروز میشه یه ماه که ندیدمت...میخوای از اوون رووزی بگم که رفتیم واست کارت ورود به جلسه کنکور رو بنویسک یا از امروزها بنویسم که یه دقیقه تلفنهات بیشتر طول نمی کشه؟اصلا  اگر اجازه بدی میخوام از تعداد خواستگارای راستکیو دروغیی که از اول آشناییه منو تو پیدا شدن بنویسم....می خوای برای اینایی که منو نمیشناسن بگم هر وقت باهات صحبت میکنم غیر از سارا خانوم چیزه دیگه ای صدات نمی کنم اما تو بازم از دستم ناراحت میشی...سارا جون نمیدونم بنویسم از من خسته شدی یا هنوزم میخوای با من باشی..نمیدونم  چی کنم سارا جونم ..

کمکم کن...فقط کمکم کن...

تقدیم به عشقم سارا

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه دوم آبان 1384 و ساعت 15:54 |
سکوت کوچه ها
 
صدای پایش هنوز در گوش کوچه می آید
نفرین بر این کوچه ها که تاب قدمهای مهربانش را نداشتند
همان کوچه هایی که دیوارهایش شاهد نامردمانی بود که پاسخشان تیغ بود بر لطافت یاس
اندوه نگاهش زمین را خرد می کرد و سوز نهفته ای که در سینه داشت قلب اسمان را می لرزاند
سکوت مرده ی کوچه را صدای قدمهای رهگذر حیاتی تازه بود
...اما گویی کوچه ها هم
سکوت می کنم تا برای آخرین بار صدای قدمهایش را لمس کنم
آری
او میرود
و چه آرام قدم بر میدارد
با هر قدمش عرش به لرزه می افتد
نفرین بر این کوچه ها
نفرین بر مردمانش که نگاههای مهربان رهگذر را یارای دیدن نداشتتند
اذان امشب بغضی نهفته دارد
شاید او نیز چون زمینیان بیتاب رهگذر است
دیدگانم را می بندم
آخر هجرتش را تاب دیدن ندارم
و این نامردمان چگونه می نگرند بی قطره ای اشک
او قدم بر میدارد و اسمان سکوت می کند
پس از او کودکان با نوازش کدامین رهگذر خواهند ارمید؟
اندوه هجرتش سینه ام را می فشارد
و این اندوه مرا چه دشوار است
با که بگویم اندوهی که در سینه دارم
پس از او با که سخن بگویم؟
بغضی غریت در سینه دارد
و فریادهایش در چاه چه زیبا نجوا میکند با نسیم
خزان نگاهم را به بهار نگاهش عادت داده بودم
و او همچنان گام بر میدارد
از سابه ها می گذشت و به سوی نور می شتافت
و شوقی در نگاهش
گویی دیگر موسم وصال است با عشقی که سالها در انتضارش بود
صدایش می زدم
اما میرفت
گو یی در انتهای کوچه ندایی او را میخاند
...
چه سکوتی دارد امشب
گویی خاک مرده بر شهز چاشیده اند
و او درگر به میعادگاه رسیده است
در محراب ایستاد و قامت بست
شوقی عجیب در نگاهش بود
و چه ارام نجوا میکرد با معبود خویش
ایستادو قامتش چون سروبا دیدگانم عشق بازی میگرد
حمد و سوره را که می خواند شوقی غریب در صدایش موج میزد
به رکوع رفت
از شرمش قامت دنیا شکست
و میدانست که این قامت دیگر نخواهد ایستاد
بر خاست و با محراب وداع کرد
با رنج زمانه و نامردی مردمانش
دیدگان مهربانش را به دنیا بست و به سجده رفت
و گویی زمین در سجودش به لرزه افتاد
گویی زمین هم میدانست که این وداع آخر است
در گوش زمین وصیت کرد و با خاک وداع
و زمین و زمان فریاد میزد که از این سجده بلند مشو
شاید زمین توان جدایی از پیشانی مهتابیش را نداشت
و چه سنگین است این جدایی
از سجده بر خاست و ناگهان
...
ناگهان
صدایی عرش را فرا گرفد
به خدای کعبه که رستگار شدم
زمین و طمان فریاد مزدند و زمینیان حیران ، از ظلمی که بر او روا داشته بودند
محراب غرق خون بود و رهگذر گویی سفر را آغاز کرده بود
دیگر صدای پای رهگذر در کوچه ها نمی امد
دیگر کسی نبود تا اندوه کودکان یتیم کوفه را نوازش کند
آری
رهگذر می رفت و
می رفت و
... می رفت
امشب به یادش تا صبح خواهم گریست
خیره به خاک غربت زده ی کوچه
با شاید یکبار ، فقط یکبار دیگر صدای قدمهای رهگذر
آرامش قلب خسته ام گردد
...
آسمان را نظاره کن
...گویی ستارگان از عرش هبوط می کنند
اگر امشب خورشید را دیدی
سلام مرا نیز به او برسان
_______
التماس دعا
+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه یکم آبان 1384 و ساعت 12:14 |


Powered By
BLOGFA.COM